مزاياي آينده شناسي:

  • کشف مداوم روندهايي که مي توانند دنياي ما را تغيير دهند...
     

  • خارج شدن سازمانها از موضع انفعال و قرار گرفتن در موضع پيش دستي...
     

  • کسب آمادگي براي استقبال آگاهانه و شجاعانه از آينده...
     

  • اتخاذ جهت گيري هاي استراتژيک درست...
     

  • شکستن قالبهاي ذهني جاافتاده، و حرکت به سمت تفکر خلاق...
     

  • انجام کارها با بهره وري بيشتر...
     

  • بهبود قوه ايده آوري و نوآوري سازمان...
     

  • دستيابي هر چه سريعتر به منابع کليدي مورد نياز آينده...
     

  • شناسايي پيشدستانه محصولات و بازارهاي در حال ظهور..
     

  • تمرين زندگي در آينده از هم اکنون...


 




بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين
وصلي الله علي محمد و آله الطاهرين


وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح
موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي
حوزه تحقيقات و توسعه فناوري دفاعي
دفتر سياست پژوهي فناوري دفاعي




۵۰ روند كه آينده را شكل ميدهند


نويسندگان: ماروين جي. سترون و اون ديويس
برگردان: مرجان توكلي، سيمين موحد
ويراستاران: عقيل ملكي فر، مرضيه فخرايي
مشاور ترجمه: وحيدوحيدي مطلق
حروفچيني و صفحه آرايي: اعظم علايين
طراحي جلد: مصطفي ايراني
پديدآورنده: موسسه مطالعات راهبردي آينده
تاريخ: آبان ماه ۱۳۸۲




نقل مطالب با حفظ حقوق معنوي موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي و با ذكر مشخصات كامل گزارش بلامانع است.


تذکر:
اشخاص حقيقي يا حقوقي ساکن جمهوري اسلامي ايران که با هدف کسب در آمد متن اين گزارش را به اشکال ديگر منتشر کنند، تحت پيگرد قانوني قرار خواهند گرفت.

 


آدرس گزارش به زبان اصلي:

http://www.wfs.org/prcetron03.htm

 



فهرست

پيشگفتار. آينده شناسي چرا؟ / ۲

فصل ۱. روندهاي فناوري / ۵
فصل ۲. روندهاي مربوط به نيروي كار و اشتغال / ۱۲
فصل ۳. روندهاي مديريت / ۲۱
فصل ۴. روندهاي بنگاهي / ۲۵
فصل ۵. روندهاي كلي و بلندمدت اقتصادي و اجتماعي / ۲۸
فصل۶. روندها در ارزش ها، دغدغه ها و اسلوب هاي زندگي / ۳۵
فصل ۷. روندهاي انرژي / ۴۰



توضيح:علاقه مندان براي دريافت نسخه هاي چاپ شده اين گزارش با انديشکده صنعت و فنآوري (‌ آصف) تماس بگيرند.

 



پيشگفتار
 

آينده شناسي چرا؟

اشاره:
اين گزارش يك سند آينده شناسي است و به تشريح روندهاي مهمي مي پردازد كه در شكل بخشيدن به آينده افراد، سازمانها، جوامع و كل بشريت موثر خواهند بود. اطلاعات اين سند كه توسط انجمن آينده جهان منتشر شده است، ميتواند مورد توجه برنامه ريزان استراتژيك در دستگاههاي اجرايي، سازمانها و شركتها، اعم از دفاعي و غيردفاعي قرار گيرد. متاسفانه اكثر سازمانها با كمبود چنين اطلاعاتي روبرو هستند. اين كمبود در كشور ما ناشي از فقدان مراكز و متخصصاني است كه بر دانش نظري و عملي آينده شناسي مسلط بوده، و قادر به هدايت و اجراي پروژه هاي گوناگون آينده شناسي به تناسب نياز كشور و سازمانها باشند.

انتشار سند حاضر بهانه اي است تا در مقدمه آن به اين سوال كليدي بپردازيم كه " آينده شناسي چرا؟" همانطور كه خواهيم ديد، آينده شناسي به افراد، سازمانها و جوامع كمك ميكند تا "فرصتهاي" پيش روي خود را به گونه اي پيش دستانه بشناسند و با آمادگي قبلي به استقبال آينده بروند. آينده شناسي در عين حال زنگهاي خطر را نيز به صدا در مي آورد.

رويكرد "مشكل محوري"، با ذهن و انديشه ما عجين شده است. اين رويكرد فرمول بسيار ساده اي دارد: شم مشكل شناسي خود را تقويت كنيد، و هر كجا و در هر شرايطي كه هستيد، قواي خود را در جهت تشخيص و گاه "بزرگنمايي" مشكلات بسيج كنيد و انرژي رواني و ذهني خود، خانواده ، و يا همكارانتان را بر حل و فصل آنها متمركز نماييد. اين رويكرد به قدري در جامعه ما، و شايد بسياري از جوامع ديگر، ريشه دوانيده كه در واقع به يك فلسفه تفكري تبديل شده است.

هيچكس اين رويكرد يا فلسفه تفكري را آگاهانه و رسماً به شما آموزش نميدهد. اغلب آن را از دوران كودكي و با نگاه كردن به رفتار بزرگترها مي آموزيم و در بزرگسالي به عادت ثانويه ما تبديل ميشود . اين فلسفه تفكري، آثار وضعي مشخص و ناميموني دارد:

* اغلب افراد از جمله مديران و كاركنان به زعم خود ميتوانند انواع مشكلات را ببينند، پيرامون آنها داد سخن بدهند، و راهكارهاي خيرخواهانه ارائه دهند؛ اما زماني كه كوشش هايشان به ثمر نميرسد، خود و ديگران را بيرحمانه آماج انواع انتقادها و سرزنشها قرار ميدهند، و زماني كه فرصتها را ميسوزانند و انرژي رواني خود را در چالش بيهوده با مشكلات تلف ميكنند، خسته و فرسوده به گوشهاي ميخزند و اجازه ميدهند كه شيطان ياس و بدبيني مثل خوره، روح آنها را بخورد.

* اغلب ما كمتر به اين موضوع فكر ميكنيم كه مشكلات موجود، هر چه و از هر نوع كه باشند، ريشه در غفلتها يا تصميمهاي غلط و ضعيفي دارند كه در گذشته اتخاذ كرده ايم. ديروز ـ يعني زماني كه بايد براي ساختن امروز برنامه ريزي ميكرديم ـ آنقدر در حل مشكلات موجود و دستيابي به موفقيتهاي لحظه اي غرق بوديم كه فرصتي براي پرداختن به آينده نداشتيم. آن روز از آينده غفلت كرديم و اكنون بايد تاوان آن را بپردازيم.

* تفكر مشكل محوري، اين ديدگاه را به ما القا كرده است كه همه مشكلات تقريباً از يك نوع هستند و با يك شاه كليد حل ميشوند. به همين دليل در اغلب موارد به تجربه ها وموفقيتهاي گذشته خود در حل مشكلات استناد ميكنيم و يادگيريهاي گذشته خود را با اصرار تمام به امروز و آينده مي كشانيم؛ غافل از اينكه جهان امروز به سرعت درحال تغيير است, و آنچه كه ديروز ميتوانسته كليد حل يك مشكل باشد، لزوما در شرايط كنوني چاره نيست، و بويژه نمي تواند براي آينده مفيد باشد.

* رويكرد مشكل محوري، اعتماد به نفس مديران و كاركنان را به شدت تضعيف نموده و آنها را تحت فشار رواني قرار ميدهد. با حل هر مشكل، مشكلات تازه اي پديد ميآيد و اين احساس را به مديران و كاركنان القا ميكند كه گويا نظام هاي سازماني ما صرفاً براي توليد مشكل، طراحي شده اند.

* رويكرد مشكل محوري، بويژه زماني كه با عدم موفقيت همراه باشد، بدبيني را به گستردگي در جامعه و سازمانها رواج ميدهد. به قول پرفسور ارنست براون " عصر ما عصر "تقديس موفقيت" است و انديشه سياسي حاكم بر جهان صرفاً به گزينش موفقها تمايل دارد و كسي سراغي از افراد و سازمانهاي شكست خورده نميگيرد". افراد و مديران اين نكته را به خوبي تشخيص ميدهند و آنگاه كه با ديوارهاي بسته مشكلات روبرو ميشوند، به جاي اينكه يك رويكرد خلاق و مثبت را اختيار كنند و يا به مسئوليتهاي خود در ايجاد و حل مشكلات بينديشند، گناه شكستهاي خود را به گردن ديگران مياندازند. به اين ترتيب بنيانهاي "اعتماد اجتماعي و سازماني" تخريب ميشود.

حال سوال اين است كه آيا راهي براي تغيير اين فضاي بازدارنده در سازمانها وجود دارد؟ خوشبختانه پاسخ اين سوال مثبت است و راه آن ترويج فرهنگ آينده شناسي و گسترش كانون هايي است كه نگاه افراد و مديران را به آينده معطوف ميكنند.

آينده شناسي نه طالع بيني است و نه غيبگويي؛ نه مدعي است كه ميتواند آينده را به طور قطعي پيش بيني كند و نه در صدد رويابافي براي سرگرم كردن مردم يا مديران و سازمانهاست. به قول ادوارد كورنيش_ بنيانگذار و رهبر انجمن آينده جهان_ "مهمترين هدف" از آينده شناسي را ميتوان به اين صورت خلاصه كرد: درك كنيم كه با تداوم روندهاي امروز، در آينده چه روي خواهد داد و تصميم بگيريم كه ايا چنين آيندهاي براي ما مطلوب است يا نه؟ و اگر نيست، بكوشيم تا آن را تغيير دهيم".

در واقع شناخت روندهاي آينده به ما كمك ميكند تا فرصتهاي پيش روي خود و جامعه مان را بشناسيم و براي بهره برداري از آنها تصميمهاي سازنده اي بگيريم.

آينده اي كه پيش روي ماست، بيش از هر زمان ديگري در طول تاريخ بشريت، سرشار از فرصتهاي جذاب و باورنكردني است؛ اما براي كشف اين فرصتها و يافتن جسارت لازم براي نزديك شدن به آنها نيازمند يك "ديدمان" گسترده و همه جانبه نگر هستيم. مديراني كه قادر به خلق چنين ديدماني باشند، شايسته ارتقا به جايگاه "رهبري" سازمانهاي امروز هستند.

هر جا آينده شناسي وارد ميشود، رويكرد مشكل محوري را عقب ميراند و فضا را براي ايجاد و بارور شدن رويكرد فرصت محوري مهيا ميسازد. با اين همه, طرفداران رويكرد مشكل محوري به هيچوجه نبايد نگران باشند؛ چراكه رويكرد فرصت محوري با رويكرد مطلوب آنها در تقابل قرار نميگيرد؛ بلكه آن را هضم كرده و به مرور زمان ريشه هاي تغذيه آن را ميخشكاند. زماني كه افراد بتوانند درخشش فرصتهاي بزرگ را ببينند و در پرتو چشم اندازهاي الهامبخش، قادر به مشاهده آينده متفاوتي باشند، شيطان ياس و ناتواني جاي خود را به فرشته آسماني "اميد" مي سپارد. ديو چو بيرون رود فرشته در آيد. امروز آينده شناسي صرفاً يك ابزار براي كشف فرصتهاي تجاري يا دفاعي يا صنعتي و فناورانه نيست؛ بلكه ابزاري براي آفرينش يك فرهنگ شكوفاي اجتماعي يا سازماني است كه از آن به" فرهنگ اميد" تعبير ميشود. اين فرهنگ با هنجارها و ارزشهاي متفاوتي سر و كار دارد؛ به عنوان مثال:

  • شم فرصت شناسي افراد را تقويت ميكند.
     

  • آينده را به طور بالقوه، بزرگتر و باشكوهتر از امروز جلوه گر ميسازد.
     

  • بر مسئوليت افراد و سازمانها در خلق آينده خويشتن، تاكيد ميكند .
     

  • مردم را از نظر رواني با "درهاي بسته مشكلات" روبرو نميكند. حتي در درون مشكلات توانفرسا نيز به دنبال فرصتهاي جديد ميگردد.
     

  • مديران را تشويق ميكند كه از لاك مديريتي خود خارج شده و در فضاي دل انگيز "رهبري" گام بردارند (مديران به طور سنتي با مشكلات درگير ميشوند، اما رهبران به كشف فرصتها مي انديشند).
     

  • به افراد مي آموزد كه ما امروز را براي حل و فصل مشكلات گذشته، از نياكان خود به ارث نبرده ايم، بلكه آن را براي ساختن آينده از آيندگان وام گرفته ايم. از اين رو مردم را به سرنوشت آيندگان حساس ميكند.
     

  • و سرانجام اينكه با تاسي به امير مومنان حضرت علي (ع) به افراد و سازمانها هشدار ميدهد كه "همه آينده ها نزديك است". كودكان به زودي بزرگ ميشوند؛ بزرگسالان به زودي پير ميشوند؛ و پيرها به زودي مرگ را تجربه ميكنند. بدين گونه همه آينده ها در يك چشم بر هم زدن از راه ميرسند، و اگر براي استقبال از آنها آماده نباشيم، پشيماني سودي نخواهد بخشيد.

و سخن پاياني اينكه، همه آينده شناسان به ناگزير آينده را از پشت عينك "پارادايم"هاي خود مي بينند. به عبارت ديگر ، هر تصويري از آينده خلق ميشود،خواه ناخواه، با نگرشها و ارزشهاي آينده شناسان عجين شده است. هيچ آينده شناسي " بيطرفانه"اي وجود ندارد. به عنوان مثال، زماني كه شما با نگرش سبز شيعي به آينده نگاه ميكنيد، خطوطي را ميبينيد كه يك آينده شناس غيرشيعي نميتواند صرفاً به اتكاي مهارتها و فنون حرفهاي خود آنها را ببيند. آينده اي كه شما به تصوير ميكشيد، (چه مربوط به خودتان باشد و چه مربوط به يك سازمان، جامعه و حتي بشريت), اصولاً نميتواند تيره و تار باشد. شما نوري را ميبينيد كه فروغ قدسي آن همه تاريكيها را به كانون روشنايي تبديل ميكند و آحاد بشريت را به تلاش براي خلق آيندهايكه ميتواند ضامن نيكفرجامي همگان باشد، فرا ميخواند. سلام بر آن نور قدسي كه چهره در حجاب "غيبت " پنهان نموده است. جان كلام, سند حاضر را نقادانه بخوانيد و هنگام مطالعه آن، بيشتر به كشف اين موضوع فكر كنيد كه آينده شناسان "آن سوي آب" چگونه به آينده نگاه ميكنند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.


سيد كمال طبائيان
دفتر سياست پژوهي فناوري دفاعي

عقيل ملكي فر
موسسه مطالعات راهبردي آينده


 

 

بازگشت به صفحه فهرست گزارش