روندهاي مربوط
به نيروي كارو اشتغال

فصل ۲
۷. گسترش آموزش و پرورش در سطح جامعه
-
امروزه نيمه عمر اندوخته هاي علمي يك مهندس
تنها ۵ سال است؛ چرا كه ظرف مدت ۱۰ سال، ۹۰ درصد آموخته هاي وي از
طريق اينترنت قابل دسترسي است. در رشته هاي مرتبط با حوزه
الكترونيك، نيمي از آنچه دانشجويان سال اول فرا مي گيرند، از ديد
دانشجويان سال آخر كهنه و منسوخ شده است.
-
هر ۵ سال يكبار، ۸۵ درصد اطلاعات موجود در
رايانه هاي موسسات بهداشتي و درماني ارتقا مييابد.
-
دگرگوني هاي سريع در بازار كار و فناوري هاي
مربوط به آن، افزايش كارورزي را براي تقريباً همه كاركنان ضروري
ميسازد.
-
در ۱۰ سال آينده ، نزديك به ۱۰ ميليون شغل
جديد در زمينه هاي تحقيقاتي، مديريتي و تكنسيني ايجاد خواهد شد كه
همه آنها مربوط به حوزه خدمات "بسيار مهارت بر" خواهند بود.
-
بخش عظيمي از نيروي كار به طور پيوسته مشمول
برنامه هاي آموزش شغلي ميشوند. بسياري از اين برنامه ها توسط
سازمانها و شركتهايي ارائه ميشوند كه آموزش كاركنان را به چشم يك
"سرمايه گذاري آينده ساز" ميبينند.
-
مدارس به صورت شبانه روزي كودكان و
بزرگسالان را تحت آموزش قرار خواهند داد. در اين راستا كودكان به ۷
ساعت آموزش در خلال روز نياز دارند و بزرگسالان از ساعات آزاد خود
براي يادگيري حرفه هاي جديد استفاده خواهند كرد.
۸. تخصصي شدن روزافزون فعاليتهاي صنعتـي و ساير
مشاغل
-
به اعتقاد پزشكان، حقوقدانان، مهندسان و
ساير متخصصان, حجم دانش لازم براي پيشتاز شدن در يك حوزه خاص به
اندازهاي زياد است كه يك فرد همزمان نميتواند در دو حوزه سرآمد
شود.
-
اصل بالا در مورد مشاغل فني نيز صادق است.
تعداد بساز و بفروش ها، مرمت كاران بناهاي قديمي، تكنسينهاي
خودروهاي برقي و تعميركاراني كه تنها براي تعمير يك مدل از خودروها
آموزش ديده اند، روز به روز در حال افزايش است.
-
سازمان هاي اطلاعات بنيان با تكيه بر تيمهاي
تخصصي "فعاليت محور" اداره ميشوند.
-
جهاني شدن اقتصاد منجر به افزايش تعداد
متخصصان و كارشناساني شده كه به طور مستقل و آزاد عمل ميكنند. هر
روز بيشتر و بيشتر شاهد تبديل شركتهاي تجاري به شركتهاي مشاوره يا
پيمانكاري هستيم كه همگام با جهاني شدن بازارها و تمايز فناوريها
از يكديگر، به صورت كاملاً تخصصي فعاليت ميكنند.
اشارات:
اين روند به ايجاد تعداد زيادي بازار جديد و بازارهاي اختصاصي يا ويژه
مي انجامد كه عرصه فعاليت شركتهاي كوچك تجاري خواهند بود. تخصصهاي
قديمي به سرعت منسوخ شده و تخصصهاي جديد با سرعت هر چه تمامتر جاي آنها
را ميگيرند. اين امر به ايجاد فرصتهاي شغل بيشتري مي انجامد.
۹. خدمات، پرشتاب ترين بخش اقتصاد جهاني
-
براساس گزارش مركز آمار آمريكا بين سالهاي
۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱، عمده فروشي در ايالات متحده نزديك به ۴۱ درصد رشد
داشت. همين روند در ساير كشورها نيز به چشم ميخورد.
-
در سال ۲۰۰۰، صنايع خدماتي آمريكا ۸۳ درصد
اشتغال را در بخش خصوصي غيركشاورزي اين كشور به خود اختصاص داد.
سرشماري هاي رسمي، نمايانگر ۹۵ ميليون شغل بود. انتظار ميرود تا
پايان سال ۲۰۱۰ صنايع خدماتي تقريبا كل رشد خالص اشتغال را در
ايالات متحده به خود اختصاص دهد.
-
بر اساس پيش بيني مراكز خدمات درماني
سالمندان و نيازمندان آمريكا، بودجه مراقبتهاي بهداشتي از ۳/۱
تريليون دلار در سال ۲۰۰۰ به ۸/۲ تريليون دلار در سال ۲۰۱۱ خواهد
رسيد. اين رقم نمايانگر بيش از دو برابر افزايش در هزينه هاست.
-
در سال ۱۹۹۹، ۷۰ درصد نيروي كار ايالات
متحده آمريكا در بخش خدمات مشغول به كار بوده اند. اين ميزان به
زودي به ۹۰ درصد ميرسد. اروپا و ژاپن نيز در اين زمينه چندان از
آمريكا عقب نيستند.
-
مشاغل خدماتي جايگزين بسياري از مشاغل
پردرآمد در حوزه ساخت و توليد، حمل و نقل، و كشاورزي شده اند.
درآمد اين مشاغل جديد كه غالبا پاره وقت هستند، نصف درآمد مشاغل
صنعتي است. از سوي ديگر شركتهاي خدمات رايانه اي به كاركنان متخصص
و آموزش ديده خود دستمزدي بيش از حداقل مقرر شده در قانون را
پرداخت ميكنند.
-
در مشاغلي همچون صندوق داري و عمده فروشي كه
مهارت كمتري ميخواهند، شاهد رشد سريعتري هستيم.
اشارات:
امروزه بخشهاي خدماتي رقابت گسترده اي را در سطح جهاني آغاز كرده اند؛
درست همچون رقابت كارخانجات صنعتي در ۲۰ سال گذشته. فشارهاي ناشي از
اين رقابتها، بر ميزان حقوق و مزاياي كاركنان در كشورهاي صنعتي تاثير
گذاشته و به كنترل تورم كمك خواهد كرد. رشد تجارت بين المللي به عنوان
نيروي ثبات آور در مناسبات جهاني عمل ميكند؛ چرا كه بيشتر كشورها
دريافته اند كه رويارويي با بحران به تنهايي دشوار است.
۱۰. برابري دستمزد زنان و مردان در آينده بسيار
نزديك
-
ميزان دستمزد زنان در ايالات متحده آمريكا
از ۶۱ درصد دستمزد مردان در سال ۱۹۶۰ به ۷۴ درصد دستمزد مردان در
سال ۱۹۹۱ افزايش يافته است. اين رقم به زودي به بالاي ۸۳ درصد
خواهد رسيد. در ژاپن نيز روند افزايش دستمزد زنان تا اندازه اي كند
است، ولي همچنان ادامه دارد.
-
در آينده ميانگين درآمد زنان از مردان بيشتر
خواهد شد. زنان دانش آموخته دانشگاهها در مقايسه با زناني كه به
گرفتن ديپلم بسنده كرده اند؛ از پيشرفت هاي خود، احساس رضايت
بيشتري خواهند داشت. امروزه ۶۴ درصد از دختران آمريكايي در
دانشگاهها پذيرفته ميشوند، حال آنكه تنها ۶۰ درصد پسران اين كشور
به دانشگاهها راه مييابند
-
تجربه به عنوان عاملي مهم در كسب اعتبار
شخصي و ارزش سازماني محسوب ميشود و زنان مسن تر كه از تجربه كافي
برخوردارند، به كسب مقامهاي مديريت ارشد نائل ميشوند. اين مسئله به
افزايش ميزان دستمزد زناني كه به مراتب بالاتر سازماني راه
مييابند، منجر ميشود.
اشارات:
در آينده سهم بيشتري از نيروي كار را زنان تشكيل ميدهند؛ زناني كه
انتظار دارند از لحاظ حقوق و مزايا و نيز فرصتهاي شغلي با مردان برابر
باشند. رقابت براي احراز پستهاي اجرايي بالاتر كه پيش از اين در انحصار
مردان بود، تا آنجا شدت خواهد يافت كه برخي از سلسله مراتب سازماني حذف
ميشود. امروزه يك چهارم مديران و تقريبا ۲۰ درصد اعضاي هيات مديره
سازمانها را زنان تشكيل ميدهند. اگرچه اين رقم هنوز بسيار پايين است،
اما در مقايسه با نسلهاي گذشته، افزايش چشمگيري را نشان ميدهد و قدر
مسلم در آينده از اين فراتر خواهد رفت.
۱۱. افزايش سن بازنشستگي به علت ازدياد متوسط
عمر
-
داده هاي موجود در سازمان همكاري و توسعه
اقتصادي (OECD) نشان ميدهد كه كاركنان در كشورهاي پيشرفته پيش از
موعد در حال بازنشسته شدن هستند. اما اين تنها نيمي از واقعيت است.
بازنشستگان آمريكايي غالبا دوباره به سركارهايشان باز ميگردند و
بازنشستگي كامل را چندين سال به تعويق مياندازند. با توجه به
افزايش شمار افرادي كه به سن بازنشستگي رسيده اند و كاهش نيروي كار
جايگزين آنها، اين روند به ساير كشورها نيز سرايت ميكند.
-
مردم معمولا بر سر يك شغل باقي ميمانند و
سپس براي مدت كوتاهي و تا زماني كه بتوانند از عهده مخارج زندگي بر
آيند، دست از كار ميكشند؛ آنگاه يادگيري و تجربه اندوزي را از سر
گرفته و سراغ شغل جديدي ميروند. با ادامه اين روند، بازنشستگي
واقعي تا اواخر عمر شخص به تعويق خواهد افتاد.
-
شايد در آينده اي دور طولاني كردن سن
بازنشستگي امكان ناپذير شود؛ مگر در مواردي كه پاي پسانداز و
سرمايه گذاري شخصي در ميان باشد.
-
تا سال۲۰۱۰، ميانگين سن بازنشستگي در ايالات
متحده تا ۷۰ سالگي به تعويق خواهد افتاد. اعطاي كمكهاي مالي كاهش
خواهد يافت و در پرداخت اين كمكها به جاي توجه به استحقاق كاركنان،
نياز آنها مد نظر قرار ميگيرد.
اشارات:
* از آنجا كه جرايم كاربرد
متقلبانه بيمه بيكاري افزايش يافته است، بسياري از آمريكاييهاي
بازنشسته به سركارهايشان باز خواهند گشت و احتمال ميرود آن عده اي كه
هنوز بازنشسته نشده اند، كماكان به كار خود ادامه دهند.
* كاركنان مسن تر تا حدودي كمبود
كاركنان تازه وارد را جبران ميكنند. شانس ادامه كار، ميزان فقر را براي
بسياري از كساني كه به هر نحو براي امرار معاش وابسته به بيمه هاي
تامين اجتماعي هستند، كاهش خواهد داد.
۱۲. از ميان رفتن قدرت اتحاديه ها
-
در ايالات متحده، ۲۳ درصد از كاركنان و حقوق
بگيران در سال ۱۹۸۰ از طريق اتحاديه ها به كار مشغول شدند. اما اين
رقم در سال ۱۹۹۵ تنها به ۱۶ درصد رسيد. پيش بيني ميشود تا سال ۲۰۰۵
به رغم موفقيت هاي اخير در ايجاد تشكلهاي كارگري و انجام مذاكرات
براي استخدام كاركنان و اعتصابها، اين ميزان به زير ۱۳ درصد برسد.
-
در كره جنوبي كه زماني تشكلهاي كارگري آن
شكست ناپذير تلقي ميشدند، دولت به طور روزافزوني در برابر اعتصابات
پزشكان، كاركنان تاسيسات برقي، خودروسازان و ساير گروههاي تجاري
مقاومت ميكند.
-
در انگلستان جايي كه دولت تاچر در دهه ۱۹۸۰
قدرت را از اتحاديه ها بازپس گرفت، اتحاديه هاي كارگري دوباره بخشي
از قدرت پيشين خود را به دست آورده اند.
-
يكي از دلايل كاهش قدرت اتحاديه هاي كارگران
اين است كه امروزه شركتها ميتوانند با آزادي كامل به هر كجا كه
ميخواهند نقل مكان كنند؛ از مناطق با اتحاديه هاي قدرتمند به
مناطقي كه در آنها اتحاديه ها قدرت كمتري دارند. همچنين سازمانها
بخش عظيمي از فعاليتهاي تجاري خود را به شركتهايي واگذار ميكنند كه
كاركنان آنها عضو اتحاديه نيستند.
-
دومين دليل كاهش قدرت اتحاديه هاي كارگران
آن است كه استفاده روزافزون از روباتها، تجهيزات طراحي و كنترل
رايانه اي، و تسهيلات توليد انعطاف پذير، نيروي كار شاغل در
سازمانها را به يك سوم كاهش ميدهد. كاركناني كه باقي ميمانند،
ترجيح ميدهند در كار خود متخصص و حرفه اي شوند و سايرين نيز
ميكوشند تا به نيروهاي نيمه حرفه اي با تحصيلات مناسب تبديل شوند.
همه اين افراد در برابر عضويت در اتحاديه ها مقاومت ميكنند.
استفاده روزافزون صنعت از هوش مصنوعي نيز تا حد زيادي به پيشبرد
اين روند كمك ميكند.
-
سومين دليل اين كاهش، هزينه بالاي
اعتصابهاست. اتحاديه رانندگان كاميون در آمريكا كه روزي ثروت زيادي
داشتند، هنگام اعتصاب در سال ۱۹۹۷، مبلغ ۱۱ ميليون دلار هزينه
كردند و در نهايت موجودي اين اتحاديه پس از دريافت وام از فدراسيون
آمريكايي كار و كنگره سازمانهاي صنعتي تنها به ۷۰۰۰۰ دلار رسيد.
سال ۲۰۰۲ براي اين اتحاديه سالي بدون اعتصاب بود.
اشارات:
كاهش قدرت اتحاديه ها براي سازمانهاي بزرگ نويدبخش ثبات هر چه بيشتر در
دستمزد و مزاياي كاركنان است. اتحاديه هايي كه شديداً خواهان عضوگيري و
فعاليت دوباره هستند, بر ايجاد تشكل در شركتهايي تاكيد ميكنند كه
كاركنان آنها از سطح تحصيلات پايينتري برخوردارند. اين امر هزينه هاي
نيروي كار را در شركتهايي كه به دليل كوچك بودن، مورد توجه اتحاديه هاي
كارگري نبودند، افزايش ميدهد. پارادايم سنتي " اتحاديه در برابر
شركتها" كاملا منسوخ شده است. در اقتصاد امروز كاركنان دوشادوش مديران
به بحث و تبادل نظر پرداخته و حقوق و مزاياي همسنگ آنها دريافت ميكنند.
۱۳. رواج شغلهاي دوم و سوم
-
روز به روز بر تعداد كساني كه در نيمه راه
زندگي، شغل و حرفه خود را تغيير ميدهند، افزوده ميشود.
-
سرعت بالاي تغيير و تحولات فني، مشاغل قديمي
را از دور خارج كرده و فرصتها و امكــانات جديدي را خلق ميكنند.
-
مردم به طور متوسط هر ۱۰ سال يكبار شغل خود
را عوض ميكنند.
-
بر اساس نظرسنجي اخير، تنها ۳۹ درصد از
كاركنان قصد دارند تا ۵ سال ديگر به كار فعلي خود ادامه دهند. ۳۱
درصد آنها قصد دارند كه شغل كنوني خود را تغيير دهند و ۲۹ درصد
ديگر هنوز تصميمي نگرفته اند.
-
نسل پس از جنگ ويتنام و فرزندانشان در
آمريكا، در آن واحد نه تنها دو يا سه شغل دارند، بلكه گاهي تعداد
مشاغل آنها به ۵ يا ۶ هم ميرسد. دليل اين امر جايگزيني صنايع رو به
زوال توسط فرصتهاي جديد است.
اشارات:
مفهوم "كسب درآمد در كنار آموزش" معناي جديدي يافته است. اغلب مردم در
حين فعاليت در يك شغل، به يادگيري مهارتهاي لازم براي مشاغل ديگر
ميپردازند.
در بسياري از خانواده ها زن و مرد دوشادوش هم كار ميكنند. يكي از زوجين
يا هر دوي آنها به فرصتهاي مطالعاتي ميروند تا خود را براي يك حرفه
جديد آماده كنند. "خوداشتغالي" ميرود تا به يك گزينه جذاب و جالب توجه
تبديل شود؛ زيرا رئيس خود بودن به مراتب راحت تر از تلاش براي پيشرفت
شغلي در يك سازمان است. اين نكته بويژه در مورد نسل "ايكس" و "دات كام"
صدق ميكند! طرحهاي بازنشستگي بايد دوباره بررسي شوند، به گونه اي كه
كاركنان بتوانند امتيازات بيمه هاي درماني و بازنشستگي خود را از شغلي
به شغل ديگر منتقل كنند.
۱۴. انحطاط اخلاق كاري
-
دير آمدن به اداره در حال افزايش است. سوء
استفاده از مرخصي استعلاجي بيداد ميكند!
-
امنيت شغلي و حقوق بالا ارزش سابق خود را از
دست داده اند و ديگر عامل تشويق به حساب نميآيند، چرا كه پويايي
اجتماعي بالاست و مردم تشنه "رضايت شغلي" هستند. برخي از ۴۸ درصد
افراد شركت كننده در رايگيري لوئيس هريس، هدف خود را از كار،
"رسيدن به احساس موفقيت و پيروزي" عنوان كردند.
-
براي نسل ايكس و نسل پس از جنگ، كار تنها
راهي براي رسيدن به اهدافي همچون پول، تفريح و سرگرمي است.
-
۵۵ درصد از مديران ارشد شركتهاي آمريكايي در
يك نظرسنجي خاطرنشان كردند كه تضعيف اخلاق كاري تاثيرات بسيار سوئي
بر آينده شركتها خواهد داشت.
-
تعدادي از معروفترين شركتهاي آمريكايي همچون
انرون، ولد كام، تيكو اينترنشنال، آدلفيا كيبل و ايمكلون به خاطر
حساب سازي هاي خلافكارانه، و به تاراج بردن داراييها و اموال
سهامداران و انواع تخلفات ديگر تحت پيگرد قانوني هستند.
-
بــه منظور پــي بردن به عامــل اصلي اين
قبيل مشكلات، از دانشجويان سال آخر در آمريكا نظرسنجي شده است. ۹۷
درصد اين دانشجويان اعتقاد داشتند كه تحصيلات دانشجويي، آنها را به
رعايت اخلاق كاري در آينده متعهد كرده است. از سوي ديگر ۷۳ درصد
آنها اظهار داشته اند كه از استادان خود آموخته اند كه "درست و
نادرست" آنگونه كه روح اخلاقي جامعه درك ميكند، نميتواند مبنايي
براي تن دادن به استانداردهاي اخلاقي يكسان باشد؛ اين مثال نسبي
است و به ارزشهاي فردي و هنجارهاي فرهنگي هر كس بستگي دارد.
اشارات :
نسل جديد كاركنان را نميتوان به صورت ابزاري به كار گرفت و كرامت
انساني آنها را ناديده انگاشت. آنها بايد حمايت شوند، حقوق و مزاياي
خوب بگيرند, و احساس كنند كه به چشم مي آيند و تلاشهايشان مورد تقدير
است.
۱۵. "زوجهاي نان آور "درحال تبديل شدن به يك
نرُم
-
تا سال ۲۰۰۵ ، در ۷۵ درصد از خانواده
هاي آمريكايي، زن و مرد دوشادوش هم براي تامين مخارج زندگي كار
خواهند كرد. اين رقم در سال ۱۹۹۲، تنها ۶۳ درصد بود.
-
آمار زنان شاغل در سراسر كشورهاي صنعتي
پيوسته رو به افزايش است. در ايالات متحده اين رقم از ۴۶ درصد در
سال ۱۹۷۰ به ۸/۶۸ درصد در سال ۲۰۰۰ افزايش يافته است. بر اساس
گزارش سازمان همكاري و توسعه اقتصادي، ايتاليا, اسپانيا و مكزيك با
رقم ۴۰ درصد, كمترين رقم زنان شاغل را به خود اختصاص داده اند.
-
بسياري از خانواده ها دو منبع درآمد دارند.
در برخي مواقع يكي از زوجين به منظور آمادگي براي شغل بعدي به فرصت
مطالعاتي رفته يا در برنامه هاي آموزشي ويژه شركت مي كند. فناوري
اطلاعاتي باعث منسوخ شدن مشاغل سابق ميشود و اين امر به روندي
روزمره تبديل خواهد شد.
اشارات:
با توجه به افزايش زنان شاغل، تقاضا براي نگهداري كودكان در مهدكودك ها
و مرخصيهاي زايمان و مزاياي خاص كارمندان متاهل رو به افزايش است. اين
امر ميتواند روند سوددهي بسياري از شركتها را مختل كند، مگر آنكه ميزان
توليد و افزايش درآمد به همان نسبت بالا برود. خانواده هايي كه دو منبع
درآمد دارند، ميتوانند گهگاه بيرون از منزل غذا بخورند، هر از چند گاهي
به تعطيلات كوتاه مدت بروند، در حد توان مالي خود خودرو يا كالايي از
اين دست بخرند. آنها احساس ميكنند كه شايستگي استفاده از امكانات
صرفهجويي كننده در وقت و نيز برخورداري از امكانات بهتري را دارند. اين
طرز فكر به گسترش سريع كالاهاي مصرفي، خدمات و امكانات تفريحي و
مسافرتي منجر ميشود. همچنين مردم به خوداشتغالي تشويق شده و به صف
طرفداران كارآفريني ميپيوندند؛ چرا كه حقوق يكي از اعضاي خانواده مي
تواند گرهگشاي مشكلات مالي بوده و ساير اعضاي خانواده به تلاش براي راه
اندازي يك كسب و كار جديد بپردازند.
۱۶. تاثير عميق نسلهاي ايكس و داتكام در شكل
گيري آينده
-
اعضاي نسل ايكس، در حال حاضر دهه۳۰
عمر خود را سپري ميكنند و نسل دات كام كه۲۰ تا ۳۰ ساله هستند، بيش
از آنكه به والدين خود شبيه باشند، با هم سن و سالان خود در سراسر
دنيا شباهت دارند.
-
به طور تقريبي ۵۰ ميليون نفر در اروپا در
گروه سني بين ۱۵ تا ۲۴ سال و ۳۰ ميليون نفر در گروه سني ۲۵ تا ۲۹
سال هستند. بدين ترتيب رده سني زير ۳۰ سال نماينده ۲۲ درصد از
جمعيت كشورهاي اروپايي است.
-
رده هاي سني زير ۲۰ سال مدت زمان بيشتري را
در مدرسه سپري ميكنند و ديرتر از نسلهاي قبلي وارد بازار كار
ميشوند.
-
نسل ايكس به دليل استقبال از كارآفريني به
نسلE۱، مشهور شده اند. آنها در هر كجاي اين كره خاكي كه باشند، با
آهنگي بي سابقه زمينه هاي تجاري جديدي را آغاز ميكنند.
-
نسل جوان تر دات كام نشان ميدهد كه "كسب و
كار محور"تر است؛ و جز به سرانجام كار به چيز ديگري نمي انديشد.
اين نسل دو برابر ترجيح ميدهد كه خود صاحب كسب و كار مستقل باشد,
تا اينكه مدير ارشد اين يا آن شركت باشد و بيش از ۵ برابر ترجيح
ميدهد كه به جاي احراز پستهاي كليدي سياسي يا دولتي، داراي يك كسب
و كار شخصي باشد.
-
بسياري از اعضاي نسل ايكس از لحاظ اقتصادي
محافظه كار هستند، به طور متوسط پس انداز را از سنين جواني و بسيار
زودتر از والدين خود آغاز ميكنند تا بتوانند در برابر مشكلات و
ناملايمات پيش بيني نشده از خود محافظت كنند. زمان به سود نسلهاي
ايكس و داتكام است.
اشارات:
كارفرمايان ناچارند سياستها و اقدامات خود را با ارزشهاي نسل جديد و
متفاوت سازگار كنند. يافتن شيوه هاي جديد براي ايجاد انگيزه و تشويق
جوانان، بخشي از اين سازگاري است. نسلهاي ايكس و دات كام در نتيجه
چالشها، فرصتها و يادگيري از آنها و به طور كلي هر آنچه كه آنها را
براي حركت شغلي آتي شان آماده ميكند، مي بالند و بزرگ ميشوند. پول تنها
آغازگر آن چيزي است كه انتظارش را ميكشند. براي اين نسلها، يادگيري
مادام العمر ، مفهوم جديدي نيست و به باور آنها اين نوع يادگيري شيوه
معمول زندگي است. شركتهايي كه قادر به تامين دوره هاي آموزشي متنوع و
كارآمد باشند، نسبت به ساير رقبا كه فرصتهاي كمتري براي ارتقاي مهارتها
و دانش كاركنان ايجاد ميكنند، در جذب نيرو موفق ترند. نسلهاي ايكس و
دات كام به خوبي براي كاركردن در دنياي فناوري برتر تجهيز شده اند؛ با
اين وجود دغدغه اي نسبت به نيازهاي كارفرمايان خود ندارند! تمايل شديد
آنها به اينكه كارها را مطابق ميل و سليقه خودشان انجام دهند، نبايد از
نظر هيچ مديري دور بماند. اين نسلها چه مشتري باشند و چه كارمند، بيش
از پيش نياز به ارتباطات راه دور و تعاملات "شبكه بنيان" دارند.
۱۷. تبديل زمان به ارزشمندترين كالا درسراسر
دنيا
-
رايانه ها، مخابرات، اينترنت و ساير فناوري
ها، لحظه به لحظه بر رقابت پذيري اقتصادهاي جهاني و ملي مي افزايد.
-
در ايالات متحده، كاركنان نسبت به دهه قبل،
۱۰ درصد بيشتر وقت صرف فعاليتهاي حرفه اي خود ميكنند. در كشورهاي
اروپايي نيز مديران و كاركنان غير متشكل در اتحاديه ها، با همين
روند روبرو هستند.
-
در اين محيط پر تنش، خانواده هايي با يك نان
آور و خانواده هايي كه در آنها زن و شوهر هر دو شاغل هستند، اشتياق
فزاينده اي به خريد محصولات جديد و كالاهاي تجملي نشان ميدهند.
اشارات:
مسائل تنش آفرين كه روحيه و سلامت كاركنان را تهديد ميكنند، روندي
افزايشي دارند. سازمانها بايد به كاركنان خود كمك كنند، تا ميان كار،
زندگي خانوادگي و تفريح خود تعادل برقرار كنند. زمان لازم براي خريد
مايحتاج زندگي رو به كاهش است. صاحبان فروشگاههايي كه براي عرضه
كالاهاي خود از اينترنت و پست الكترونيكي بهره ميگيرند، در مقايسه با
فروشگاههاي معمولي، به سود و منافع بيشتري دست مييابند
بازگشت به صفحه
فهرست گزارش
|