ژن پرستی، نژادپرستی و آینده نسل کشی ژنتیکی

جورج اناس

 

 من در ادامه نظرات پرفسور کولز مطالب خود را بیان می کنم. ایشان بحث را به اینجا رساندند و من قصد دارم که به آینده بنگرم. پیش بینی همیشه دشوار است اما می خواهم از خود بپرسید آیا ممکن است که جلوی فنآوری نانو یا مهندسی ژنتیک جرم لاین را بگیریم تا نگذاریم که یک نوع متفاوت و جدید انسان، اگر نگوئیم یک گونه کاملا متفاوت، خلق شود. هر طور که به این پرسش پاسخ دهید، سوال دیگری مطرح می شود. آیا می توان ساز و کاری تهیه کرد که کاربرد این فنآوری ها را هدایت کرده و اجازه نداد که یک زیر گونه یا گونه متفاوت و قوی تر موجب نابودی، انقراض، و بهره کشی از نسل بشر شود؟

 طرفداران مهندسی ژنتیک، و به طور کلی دانشمندان، درباره حوزه تخصصی خود خوش بین هستند و غالبا فرض می کنند که همه چیز پایان خوشی خواهد داشت. آنها مرتبا بحث می کنند که اکثر خطراتی که موجب ترس و هراس مردم شده اند – مانند ضررهای غذاهای اصلاح شده ژنتیکی یا امکان بروز نسل کشی ژنتیکی- بر پایه سوء تفاهم درباره واقعیت های علمی استوار هستند. استیون پینکر در اینجا از ما خواست که سیاست اخلاق زیستی را بر اساس واقعیت ها بنا نهیم و نه یک سری خیال پردازی ها. اما من نمی فهمم که چرا حتما باید اخلاق بر پایه واقعیت استوار باشد، در حالی که شاید خود علم نیز به یک سری نظریه و حدس و گمان تکیه داده باشد. من فکر می کنم هر دوی ما می توانیم سناریوهای خوب و بد آینده را خیال پردازی کنیم.

 زمانی که آغاز پروژه ژنوم انسان اعلام شد اکثر دانشمندان ادعا کردند که یکی از منافع این پروژه از بین رفتن همیشگی اعتبار علمی نژاد پرستی خواهد بود. قرار بود که این دانشمندان نژاد پرستی و همه تفاوت های بین انسان ها را ریشه کن کنند. خیلی خوب می شد اگر می توانستند این کار را بکنند. اما اکنون شاهدیم که این نگرش ملایم در معرض حمله واقع شده است. امروزه دانشمندان ادعا می کنند از آنجا که داروها تاثیرات متفاوتی بر سفید پوستان و سیاه پوستان دارند، عدم تفاوت های بنیادین بین نژادها حقیقت ندارد. من نمی خواهم بگویم حق با چه کسی است، بلکه می خواهم تاکید کنم که وعده های پروژه ژنوم انسان یک نوع تب هیجانی بود که محقق نخواهد شد. البته انواع دیگر تب هیجانی نیز وجود دارند. مثلا یکی از آنها این است که ما فقط باید نگران محافظت از سوژه های آزمایش های ژنتیکی باشیم تا آسیبی نبینند. اما من می خواهم راجع به خطرات و عواقب بسیار گسترده پیشرفت های فنآوری برای جامعه بشری صحبت کنم.

 ضروری است که ما از این دیدگاه موضوع را بررسی کنیم. واکلاو هاول معتقد بود که فقط از طریق ایجاد یک آگاهی گسترده در جامعه بشری می توانیم امیدوار باشیم که از ظهور حکومت های استبدادی تمامیت خواه و کاربرد سلاح های کشتار جمعی جلوگیری کنیم. مشابها فرانسیس فوکویاما اساس مفهوم حقوق بشر را از مفهوم طبیعت انسان بر می می گیرد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در اعلامیه جهانی حقوق بشر نخست اعلام شد که چیزی به نام حقوق بشر وجود دارد و دوم اینکه این حقوق جهان شمول هستند. علاوه بر این، نتیجه گرفته شد که جنایت های مشخصی علیه بشریت وجود دارند. جنایت علیه بشریت معمولا شامل مواردی مانند قتل، نسل کشی، برده داری، شکنجه، بازداشت دلبخواهی، مفقودیت، و غیره می شود. اما من معتقدم که نوع دیگری از جنایت علیه بشریت نیز وجود دارد که شامل چنین انواع مخربی که با اجازه حکومت ها علیه مردم صورت می گیرد، نمی شود. در این نوع نوین جنایت علیه بشریت گونه های انسان با هدف تغییر گسترده طبیعت آنها مورد تهاجم مستقیم واقع می شوند. تغییرات ژنتیکی جرم لاین موجب می شوند که یک فرد مشخص آنقدر با دیگر هم نوعان خود متفاوت شود که دیگر خود را هم نوع آنها نداند یا اصلا خود را به متعلق به یک گونه جدید بداند. جامعه جهانی باید قاطعانه همانند سازی انسان را به عنوان یک فنآوری که عواقب بسیار گسترده در پی دارد، ممنوع و غیر قانونی اعلام کند. مهندسی جرم لاین نیز نمونه ای دیگر از دخالت های فنآوارانه است که طبیعت و تعریف انسان را تهدید می کند. اگر طبیعت انسان تغییر کند مبانی اساسی حقوق بشر متزلزل و نابود خواهد شد. 

 یکی از حقوق بنیادین بشر این است که بدن هیچ کسی مورد تهاجم واقع نشده یا به زور بر او تحمیل نشود. تقویت ژنتیکی بدن یا مثلا کاشت یک دستگاه در مغز، که قرار است شما را بهتر کند، از جمله این موارد است. در واقع خود مختاری، فردیت، و شخصیت جزو حقوق بنیادین بشر هستند. من نمی دانم که چگونه می توانید چنین حقوقی را در مخلوقی که کاملا متفاوت با شماست، توجیه کنید. دانشمندان متعددی خواهان تثبیت چنین حقوقی هستند. آنها معتقدند که تفکر درباره چگونگی تغییر زنجیره دی. ان. آ، که ۵/۳ میلیارد سال قدمت دارد، با هدف ساخت کودکان بهتر صرفا نتیجه تکبر و خودبزرگ بینی است. تثبیت این حقوق تازه شروع کار است. ما باید یک سازوکار حقوقی دارای ضمانت اجرائی مانند دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات ایجاد کنیم.  همچنین باید یک موافقت نامه بین المللی تهیه شود که همه ملت های جهان عضو آن باشند. و نهایتا باید یک شورای بین المللی اخلاق زیستی تشکیل شود تا راجع به موضوعاتی مانند همانند سازی، مهندسی ژنتیک جرم لاین، فنآوری نانو، پیوند عضو بیناگونه ای، و هر نوع فنآوری دیگری که گونه های انسان را تغییر داده یا نسل آنها را در معرض خطر قرار می دهد بحث و گفتگو کنیم.

 چنین فنآوری هائی باید غیر قانونی اعلام شوند. برای تغییر این قوانین و اجازه توسعه یک فنآوری نو باید طرفداران فنآوری مذکور ثابت کنند که وزن منافع آن بیشتر از وزن مخاطرات آن است. و اگر احتمال می رود که اصول بنیادین انسانی نقض شوند، آنگاه تحلیل سود و زیان کافی نخواهد بود. مصوبات این شورا دائمی نخواهد بود بلکه بیشتر جنبه یک اصل احتیاطی خواهند داشت که بر اقدامات متوجه تغییر گسترده گونه های انسان اعمال می شود. مسوولیت اثبات خوبی یک پیشرفت جدید بر عهده همه دانشمندان، کارشناسن فنآوری، و شرکت هائی خواهد بود که طرفدار چنین پیشرفت هائی هستند.

 این اقدامات توجیه پذیرند زیرا اگر طبیعت انسان را تغییر دهید زمینه نسل کشی فراهم می شود. نویسندگان کتاب های علمی – تخیلی مدت های مدیدی است که راجع به این موضوع فکر کرده و کتاب نوشته اند. هنگامی که یک مخلوق لقب غیر انسان بگیرد انگیزه نسل کشی بروز می کند. افرادی که درباره آینده فنآوری نانو و روباتیک خیلی فکر می کنند به نتایج مشابهی رسیده اند.

 مشکل ترین کار تصویب چنین موافقت نامه ای است. امروزه سازمان های بین المللی با مشکلات اجرائی عدیده ای مواجه هستند. بااین وجود، ما باید همانند سازی تناسلی و مهندسی ژنتیک جرم لاین را غیر قانونی اعلام کنیم. اما اصلا روشن نیست که چگونه باید این قضاوت ها و داوری ها را انجام داد. بی تردید تحلیل هزینه – منفعت کافی نیست. باید ببینیم قوانین حاکم بر تصمیم گیری چه خواهد بود؟ چه زمانی کره زمین برای خلق گونه های جدید ایمن خواهد بود؟ شاید لازم باشد که گونه های انسان پیش از معرفی یک گونه جدید صد سال صبر کنند تا ببینیم که آیا بازهم شاهد نسل کشی خواهیم بود یا نه. برخی افراد معتقدند که قطعا در صد سال آینده نسل کشی هائی رخ خواهد داد. خوب اگر ما نمی توانیم بدون قتل عام یکدیگر صد سال دیگر دوام بیاوریم شاید برای خلق انسان های جدید نباید زیاد از خود مطمئن باشیم.

 

جورج اناس

پرفسور جوج اناس از پایه گذاران انجمن جهانی حقوق دانان و پزشکان است که در زمینه حقوق و سلامت بشر فعالیت می کند. ایشان مدارک دانشگاهی خود را از دانشکده های حقوق و سلامت عمومی دانشگاه هاروارد دریافت کرده است. پرفسور اناس نویسنده و ویراستار دوازده کتاب درباره حقوق سلامت بوده و آخرین کتابهایش عبارتند از: یک انتخاب: حقوق، پزشکی، و بازار (۱۹۹۸) و سلامت و حقوق بشر (۱۹۹۹).  جورج اناس در برنامه های تلویزیونی پر بیننده آمریکا مانند ۶۰ دقیقه، نایت لاین، فرانت لاین، تودی، و صبح بخیر آمریکا و همچنین برنامه های خبری شبانه ان. بی. سی، ای. بی. سی، سی. بی. اس، و فاکس حضور داشته است. پرفسور اناس عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا، موسسه پزشکی، و رئیس کمیته حرفه و تحقیقات پزشکی می باشد. ایشان به مدت ۵ سال مدیر مرکز حقوق و علوم سلامت در دانشکده حقوق دانشگاه بوستون بودند و هم اکنون واحد های درسی اخلاق زیستی را تدریس می کنند.

 

George Annas

Edward R. Utley Professor and Chair, Department of Health Law, Bioethics and Human Rights, Boston University School of Public Health

Professor of Sociomedical Science and Community Medicine, Boston University School of Medicine

Professor of Law, Boston University School of Law

 

Boston University School of Public Health

715 Albany Street

Boston, MA 02118

بازگشت به صفحه فهرست گزارش