اجتناب
ناپذیری تقویت ژنتیکی انسان و تاثیر آن بر بشریت
لی سیلور

در یک جامعه لیبرال
دموکرات، که ما آمریکائیها در آن زندگی میکنیم، تک تک والدین حق
دارند هر آنچه را که به صلاح کودکانشان میدانند، انجام دهند. مثلا
شاید آنها بخواهند ۱۵۰ هزار دلار خرج کنند تا فرزندشان در بهترین
دانشگاهها ادامه تحصیل دهد. آنها دوست دارند که فرزندشان برای موفقیت
در زندگی از همه مزیتهای لازم برخوردار شود. در آینده نزدیک ما شاهد
خواهیم بود که فنآوری پردازش دی. ان. آ با فنآوری تناسلی ترکیب شده و
“فنآوری
ژنتیکی تناسلی”
ایجاد میشود. از این فنآوری میتوان برای ظهور یا جلوگیری از ظهور
ژنهای مشخص در نوزادان استفاده کرد. اگرچه این خطر وجود دارد که
حکومتها به مردم بگویند کودک آینده خود را با چه مشخصاتی طراحی کنند،
اما احتمال اینکه والدین به تنهائی درباره مشخصات ژنتیکی کودک خود
تصمیم بگیرند بیشتر است.
زیستشناسان مشهورگذشته
معتقد بودند که این نوع دستکاری ژنتیکی که امروز درباره آن حرف
میزنیم هیچگاه شدنی نخواهد بود، بیشتر به این خاطر که اندازه ژنها و
سلولها بسیار بسیار ریز است. اما اکنون ما میدانیم که این کار شدنی
است و بهتر است بگوئیم در چند مورد مشخص قبلا انجام شده است. تردیدهای
دیگر بیشتر به دلیل احتمال خطا مطرح میشوند. اما پیشرفتهای فنآوری به
ما این اجازه را میدهد که در محدوده ریسکهای قابل قبول فعالیت کنیم.
در واقع در آینده نزدیک کیفیت فنآوری تناسلی آنقدر افزایش مییابد که
میزان خطا و ریسک آن کمتر از مقاربت خواهد بود. مخالفتهای دیگر نیز
بیشتر جنبه مذهبی و فلسفی داشته و به مفاهیمی مانند روح و نیز تردید
درباره دخالت در کار قدرت الهی یا قسمت و شانس مربوط میشود.
حتی کسانی که به دلایل
مذهبی و فلسفی با این فنآوریها مخالفت میکنند، هنگام مواجهه با
تصمیمهای مشخصی که در برابر آنها قرار میگیرد، زیاد شفاف صحبت
نمیکنند. در ایالات متحده آمریکا به نظر نمیرسد که هیچگونه الگوی
ترجیحی برای انتخاب جنسیت فرزند وجود داشته باشد. در حالی که در بعضی
کشورهای دنیا این گونه نیست. مثلا بعضی از هندیها فرزندان دختر خود را
سقط میکنند. به هر حال اکثر افراد با دیدگاههای فلسفی مختلف قبول
دارند که پیشگیری از بیماریهای ارثی هدفی مناسب و مطلوب است. همچنین
کاملا طبیعی است که والدین دوست داشته باشند که فرزندانشان از همه
مزیتهای ممکن و بویژه مواردی که باعث موفقیت اقتصادی آینده آنها
میشود، بهرهمند شوند.
موارد متعدد و مختلفی
درباره دستکاری ژنتیکی وجود دارند که همگی پیش از کشف دی. ان. آ انجام
شدهاند و مردم تقریبا همه آنها را به راحتی پذیرفتهاند. مثلا نژاد
سگهای مختلف دارای خصوصیات فیزیکی و ذهنی متفاوت همگی از یک گونه گرگ
خاکستری منشعب شدهاند. نمونه دیگر پرورش ذرت امروزی از یک نوع علف هرز
است که نخستین بار در مکزیک رشد کرد. علاوه براین بد نیست بدانید که
پشم به طور طبیعی در دنیا وجود نداشته است بلکه در طی قرنهای متمادی
بر روی یک نوع بز مودار پرورش داده شده است. اخیرا به کمک مهندسی ژنتیک
پیشرفته امکان افزایش اندازه مخچه موش فراهم شده است. همچنین امروزه
امکان توزیع کنترل شده برخی خصوصیات فردی مانند قد، که احتمال موفقیت
اقتصادی آینده افراد را افزایش میدهد، فراهم شده است. آیا والدین باید
بتوانند این گونه خصوصیات کودکان خود را تعیین کنند؟ روشن است که توزیع
طبیعی خصوصیات خوب بین انسانها غیرعادلانه است. بنابراین آیا کنترل
توزیع با برنامه قبلی کاری عادلانه است؟ چنین مواردی درباره استعداد
ابتلاء به انواع بیماریها، آمادگی جسمانی، و توانمندیهای هنری و فکری
نیز صدق میکند. به زودی آمریکائیها این پرسش را مطرح میکنند که "
چرا من نباید ژنهای خوبی را به فرزندم بدهم که فرزندان دیگران به طور
طبیعی آنها را به ارث بردهاند؟" نهایتا این پرسش به اینجا ختم میشود
که حق انتخاب با چه کسی است؟: خدا، طبیعت، حکومت، یا والدین. من تصور
میکنم والدین تا زمانی که به کودک خود آسیب و ضرری نمیرسانند از حق
انتخاب مزیتهای مطلوب برای فرزندان خود برخوردار باشند.

سوال مهم دیگری که باید
به آن پاسخ داد این است که آیا ما قصد داریم طبیعت انسانها را اساسا
تغییر دهیم؟ با توجه به تغییراتی که راجع به آنها صحبت کردم باید بگویم
که ما واقعا طبیعت انسان را تغییر نمیدهیم بلکه فقط فراوانی برخی
آللهای خوب را در جمعیت افزایش میدهیم. دو چیز اساسا نشانگر انسان
بودن ماست؛ یکی چهره و قیافه ما و دیگری طرز فکر ما. بعید است که ظاهر
انسانها در آینده خیلی تغییر کند، شاید فقط ویژگیهای سطحی و کوچک
تفاوت کنند، زیرا زیبائی و جذابیت متقابل بین انسانها موضوع مهمی است.
اما در مورد توانمندیهای فکری بعید است که انتخاب طبیعی به خودی خود
آن را در بین گونههای انسان تقویت کند، چرا که افراد باهوش لزوما
بیشتر از بقیه تولید مثل نمیکنند.
تصمیمگیری درباره اینکه
چه کسی باید تعیین کند کودکان آینده تقویت ژنتیکی بشوند یا نشوند،
بسیار دشوار است. از یک سو دولت میتواند چنین خدماتی را برای همه
شهروندان فراهم کند. از سوی دیگر ممکن است تصمیمگیری به پدران و
مادران و وضعیت مالی آنها بستگی داشته باشد. به احتمال بسیار زیاد ما
در آینده شاهد گسترش شکاف بین انسانها بویژه بین شهروندان کشورهای
فقیر و ثروتمند خواهیم بود. تقویتهای ژنتیکی پس از گذشت چند نسل به
تدریج انباشته شده و نهایتا انسانها را به گونههای مختلف تفکیک خواهد
کرد. البته چنین چیزی به علم و دانشمندان ربط ندارد بلکه سیاستمداران و
جامعهشناسان باید راجع به آن تصمیم بگیرند. دانشمندان واقعا فنآوری را
کنترل نمیکنند. این مردم و حکومتها هستند که از دانشمندان استفاده
کرده و تعیین میکنند که این فنآوریها چگونه بکارگرفته شوند.
لی
سیلور
پرفسور لی سیلور دکترای خود را از دانشگاه هاروارد اخذ کرده است. ایشان
یکی از چهره های سرشناس بین المللی در رشته زیست شناسی مولکولی و متخصص
اخلاق بیوپزشکی، موضوعات حقوقی، و چالش های اجتماعی فنآوری زیستی است.
ایشان نویسنده کتاب "از نو ساختن بهشت: چگونه مهندسی ژنتیک و همانند
سازی خانواده آمریکائی را تغییر خواهد داد" می باشد که به بیش از
۱۵زبان ترجمه شده است. علاقه مندی های دانشگاهی ایشان عبارتند از تحلیل
اجتماعی و سیاسی تاثیر باورهای عمومی و مذهب بر پذیرش فنآوری زیستی و
تاثیر فنآوری زیستی بر باورهای عمومی درباره انسانیت، حیات، و روح.
کتاب جدید پرفسور سیلور با عنوان " به چالش کشیدن طبیعت: برخورد علم و
معنویت در مرزهای جدید حیات" در تابستان سال ۲۰۰۶ منتشر خواهد شد.
ایشان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا بوده و در جلسات مشورتی کمیسیون
های کنگره آمریکا درباره فنآوری های تناسلی و ژنتیک حضور موثر داشته
است.
Lee Silver
Professor of Molecular Biology and
Public Affairs, Department of Molecular Biology, Woodrow Wilson
School of Public and International Affairs, Princeton University
Princeton University
404 Robertson Hall
Princeton, NJ 08544-1013
بازگشت به صفحه
فهرست گزارش
|