حفظ طبیعت انسان

 همزیستی مسالمت آمیز هویتهای متنوع در جهان سرشار از فنآوری ابرپیشرفته

 

کریستین پترسون

 

 من تلاش می کنم که در سخنرانی خود حتی الامکان راجع به پیش بینی های عجیب و غریب صحبت کنم. اما فکر می کنم که احتمالا پیش بینی های من در نظر نسل های آینده بسیار محافظه کارانه باشند. به نظر من ارائه پیش بینی های مفید درباره پیشرفت علم و فنآوری در افق زمانی ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده میسر است. اما باید دقت کنیم که تمایلات طبیعی ما را به سمت صحبت درباره افقهای کوتاه مدت سوق ندهد. بنابراین از برگزار کنندگان این کنفرانس در خواست می کنم که بحث های گروهی را هر چه بیشتر به سمت افق های درازمدت هدایت کنند. البته با توجه به سطح بالای تخصص سخنرانان چنین کاری دشوار خواهد بود، اما به منظور بررسی بهتر و عمیق تر چالش های آینده این کار لازم است.

 بی تردید همه چیز در آینده از بیخ و بن تغییر خواهد کرد. در نتیجه باید به جای تامل درباره اینکه " آیا می توانیم طبیعت انسان را تغییر دهیم؟" ببینیم که " چگونه می توانیم طبیعت انسان را ثابت نگه داریم؟" اگر بخواهیم راجع به پیشرفت های علم و فنآوری ظرف ۲۰۰ سال آینده بحث کنیم، به احتمال زیاد حرف های ما شبیه مطالب کتاب های علمی- تخیلی خواهد شد. چنین شباهتی را نباید تاسف انگیز دانست. اکثر این نویسندگان وقت زیادی را به تفکر درباره این موضوعات اختصاص می دهند و برخی از آنها واقعا احمق نیستند بلکه در زمینه فیزیک و زیست شناسی تحصیلات دانشگاهی دارند. در پیش بینی های جدی در افق زمانی درازمدت باید آنچه را که امروز فنآوری ابر پیشرفته می نامیم لحاظ شده باشد. اگر سناریوهائی که راجع به آنها صحبت می کنیم " شبیه داستانهای علمی – تخیلی" نباشد در واقع در انجام وظیفه خود شکست خورده ایم.

 فرضیات

هر گونه بحث منسجم در افق زمانی ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده مستلزم فرض های مشخصی است؛ از جمله اعتقاد به اینکه بعضی از ابزارهای کنونی در آینده نیز قابل استفاده خواهند بود. مثلا قوانین فیزیک، قوانین اقتصاد، و قوانین مربوط به طبیعت انسان که فرض می کنیم تقریبا ثابت باقی می مانند. در طی زمان میزان درک ما از این قوانین تغییر می کند اما برای ادامه بحث مستدل باید فرض کنیم که بعضی از ابزارهای کنونی در آینده نیز کاربردی خواهند بود .

 من آمادگی آن را ندارم که در اینجا تعریفی دقیق برای طبیعت انسان ارائه کنم. فقط می گویم که طبیعت انسان را می توان مجموعه ای از ویژگی ها دانست که در طول هزاران سال گذشته در بین گونه های انسان مشترک بوده اند. به جای آنکه وارد جزئیات و تعاریف مشخص تر شویم جمله ای را از یکی از قضات مشهور نقل می کنم که می گوید " ما نمی توانیم تعریفش کنیم، اما وقتی که او را ببینیم می شناسیمش". بنابراین با فرض اینکه انسان ها ظرف ۲۵۰ سال آینده خیلی زیاد تغییر نخواهند کرد، بهتر است نگاهی به چند مورد اساسی که تاکنون درباره انسان ها فهمیده ایم، بیاندازیم. نخست اینکه انسان ها دوست دارند پولدار تر شوند. دوم اینکه برخی از اعضای گونه های انسان گرایش زیادی به مهندسی خلاق و پیشبرد فنآوری دارند. اگر اینها را کنار یکدیگر بگذارید می بینید که علم و فنآوری تا رسیدن به محدودیت های طبیعی جهان کماکان پیشرفت خواهد کرد. تعیین زمان مشخص برای پیشرفت های علم و فنآوری دشوارتر است. اما اگر قانون مور را درباره پیشرفت فنآوری اعمال کنیم، می توانیم برآورد کنیم که تا سال ۲۰۱۷ انسان به کنترل کامل ساختار ماده در سطح اتم های منفرد دست خواهد یافت.

 در نتیجه سیستم هائی از ماشین های مولکولی ساخته می شوند که از سیستم های طبیعی پیشرفته تر و پیچیده تر خواهند بود. بر طبق برآوردها چنین پیشرفت هائی در ۵۰ سال آینده ظهور خواهند کرد. البته تعداد قابل توجهی از متخصصان معتقدند که این پیشرفت ها زودتر به واقعیت می پیوندند. برخی از کلید واژه های این حوزه های فنآوری عبارتند از: فنآوری نانو مولکولی، ساخت و تولید مولکولی، و فنآوری نانو " قوی"؛ این فنآوری در واقع شکل بسیار پیشرفته ای از فنآوری زیستی " خشک" و مصنوعی است. فنآوری زیستی خشک متشکل از سیستم های ماشین مولکولی است که توسط انسان طراحی و کنترل شده و سطح پیچیدگی آنها معادل یا حتی خیلی بیشتر از پیچیده ترین سیستم ماشین مولکولی، یعنی انسان، خواهد بود.

 در آینده نزدیک می توانیم منتظر ظهور فنآوری ساخت و تولید مولکولی باشیم. امروزه ما در یک مقیاس بسیار ریز به دقت اتمی دست یافته ایم. همچنین می توانیم ساختارهای بزرگ و پیچیده ای بسازیم که البته دقت اتمی ندارند. هدف کنونی این است که هر دو کار را با هم انجام دهیم؛ یعنی اینکه هر چیزی را که دلمان خواست، هر چقدر هم که بزرگ و حجیم باشد، اتم به اتم بسازیم. جالب ترین و هیجان انگیز ترین کاربرد این فنآوری در بدن انسان است. در واقع ما قادر خواهیم شد با همه بیماری ها و مخصوصا پیرشدن مبارزه کنیم. به این منظور از شیوه فعالیت سیستم های زنده الهام می گیریم. ما انسان ها سیستم های بزرگی از ماشین های مولکولی هستیم که تدریجا به سمت درک و کنترل همین ماشین ها گام بر می داریم.

 پس از رسیدن به چنین قدرتی به نقطه ای می رسیم که دیگر مجبور نیستیم خودمان را بر روی ماشین های مولکولی طبیعی سوار کنیم. بلکه می توانیم ماشین های کاملا متفاوتی طراحی کنیم. البته مشکلات این کار بسیار بزرگ هستند. اما منافع چشمگیر اقتصادی و نظامی چشمیگری هم در پی دارند. در حال حاضر ما می توانیم ماشین هائی طراحی کنیم که قطعات آنها متشکل از اتم ها و مولکول های منفرد می باشد. چنین نوع ماشین هائی قدرت عظیمی به ما می بخشند.

 با ترکیب این نوع قدرت با استراتژی های تکاملی می توانیم چگونگی آفرینش هوشمندی توسط تکامل را درک کرده و سپس آن را با هر سطحی از جزئیات که لازم باشد، مرتبا تکثیر کنیم. بدین ترتیب یک هویت هوشمند ماشینی در سطح انسان ایجاد می شود که به مراتب از انسان های کنونی با هوش تر خواهد بود. علاوه بر این می توانیم بدون استفاده از سازوکارهای طبیعی بافت ها و اندام های جانداران را تولید کنیم. مثلا یک کبد مصنوعی همه کارهای یک کبد طبیعی را انجام می دهد اما شکل ظاهری آن اصلا شبیه کبد طبیعی نخواهد بود. البته نباید نگران بود که این اندام های مصنوعی قیافه ما را تغییر دهند زیرا همه آنها درون بدن بوده و قابل مشاهده نخواهند بود.

 این پیشرفت ها به برخی از پرسش ها و نگرانی های اخلاقی دامن می زنند. مثلا انتقال همیشگی تغییرات ژنتیکی به فرزندان از جمله مهمترین دغدغه های مردم است. یکی از راه حل ها این است که درباره کودکان نابالغ فقط تغییرات غیر ژنتیکی را مجاز بدانیم و اجازه دهیم وقتی که بزرگ شدند خودشان راجع به مشخصات ژنتیکی شان تصمیم بگیرند. چنین تغییراتی مثلا به صورت کاشتن ماشین های مولکولی یا تراشه ها درون بدن انجام می شوند. زمانی که فنآوری نانو کاملا توسعه یابد می توان انتظار داشت که ادغام ماشین های مولکولی مصنوعی و طبیعی کاملا بی عیب و نقص انجام شود. بنابراین بدن انسان کماکان ظاهری شبیه ظاهر کنونی خواهد داشت اما در درون کاملا متفاوت خواهد بود. توانائی محاسباتی خارق العاده و ظرفیت بالای حافظه برای داده های حسی و حتی ایجاد حواس جدید نمونه هائی از فنآوری های تقویت کننده انسان آینده می باشد.

 

فنآوری ماده و اطلاعات

یکی از نتایج این فنآوری رایانه ای است که قدرت محاسباتی خام حیرت انگیزی دارد. در واقع می توان قدرت یک میلیارد دستگاه رایانه همراه کنونی را در حجمی به ابعاد یک حب قند جای داد. البته قدرت خام محاسباتی به طور خودکار به هوش ماشینی تبدیل نمی شود، بلکه در ترکیب با استراتژی های تکاملی در زمینه نرم افزار می توان انتظار داشت که در اوائل دوره ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده هویت های محاسباتی با هوش در سطح انسان از راه برسند. بر خلاف انسان ها چنین هویت هائی قادر خواهند بود که به شیوه ای در هم تنیده " بایکدیگر فکر کنند". بنابراین ما باید فرض کنیم که مدتی کوتاه بعد از آمدنشان در زمینه هوش خام از ما جلو بزنند.

 هنگام بررسی آینده گونه انسان باید پیشرفت های دیگر حوزه های فنآوری را نیز مورد توجه قرار دهیم. توانائی فنی گونه انسان برای تغییر ساختار خود و فرزندانش در افق درازمدت باید بسیار پیشرفته تر از مهندسی ژنتیک جرم لاین و همانند سازی سلول سوماتیک باشد. در واقع در چنین آینده ای قاعدتا باید بتوان بدون نیاز به سازو کارهای زیستی اندام و بافت های بدن را تولید انبوه کرد. به بیان دیگر تغییراتی پیچیده تر از آنچه که درون دی. ان . آ رمزنگاری شده یا حتی قابل رمزنگاری است، باید از دیدگاه فنی میسر باشند.

 یکی از منافع عمده دست یابی به توانمندهای مذکور این است که اعمال تغییرات ژنتیکی بر نسل های آینده ضرورتی نخواهد داشت. اگر یک ژن مشخص نامطلوب و مضر باشد به جای دستکاری دی. ان. آ می توان تغییرات مطلوب و ضروری را به طور مستقیم اعمال کرد و بدون تغییر ژن ها نقائص سلامتی را بر طرف کرد. بنابراین ژن مشکل ساز سر جای خود باقی می ماند و اثرات مضر آن از طریق روش های دیگر خنثی می شود. یکی از فنآوری هائی که به زودی انتظار تحقق آن برآورده می شود فنآوری تعامل رایانه ها با دستگاه عصبی مرکزی انسان است . امروزه پیشرفت های کوچکی در این حوزه به دست آمده است . مثلا افراد نابینا قادر به دریافت سیگنال های دیداری شده اند. با توجه به سطح پیشرفت فنآوری در افق ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده این فنآوری کامل و بی عیب و نقص شده و در نتیجه بدن انسان آینده قدرتی محاسباتی چندین مرتبه بزرگ تر از قدرت محاسباتی انسان کنونی خواهد داشت. یکی از نتایج کوچک فنآوری مذکور این است که داده های حسی که چنین هویت های هوشمندی دریافت می کنند بدون ملاحظه  قوانین کپی رایت به صورت درونی ضبط می شوند.

 نگرش های شرقی در برابر غربی

ما می توانیم هنگام گمانه زنی درباره عوامل اجتماعی تاثیر گذار بر پذیرش فنآوری های مختلف مربوط به تکامل هدایت شده الگوهای کنونی را مبنا قرار دهیم . در کشورهای غربی مهندسی ژنتیک جرم لاین، همانند سازی تناسلی و حتی تحقیقات درباره سلول های بنیادی بیشتر به خاطر رواج ارزش های مذهبی مسیحیت جنجال بر انگیز هستند. بر عکس در کشورهائی که نظام باورها و ارزش های متفاوتی دارند، بویژه بخش زیادی از آسیا و خاورمیانه ، کمتر کسی با فنآوری های مذکور مخالفت می کند و اکثرا دوست دارند که پیش به جلو حرکت کنند. ( البته فرهنگستان علوم چین استثناء به دلیل " ملاحظات اخلاقی" همانند سازی تناسلی را ممنوع اعلام کرده است. اما تحقیقات درباره سلول های بنیادی در چین، عربستان سعودی، و اسرائیل کاملا حمایت شده و تشویق می شود)

 نگرش مردم کشورهای مختلف به فنآوری های زیستی بسیار متفاوت خواهد بود. اکثر کشورهای قاره آسیا برای پیشرفت فنآوری به موانع و محدودیت های اخلاقی آمریکائی های مسیحی اعتقادی ندارند. البته باید اشاره کرد که دیگر کشورهای غربی مانند سوئد به اندازه ما سخت گیر نیستند. به هر حال ما امروزه شاهد دو دل بودن غربی ها درباره پذیرش فنآوری های نوید بخش تغییرات چشمگیر در بدن انسان مانند افزایش زیاد طول عمر و نیز بهبود عملکردهای فیزیکی و ذهنی هستیم. به عنوان مثال در کاخ سفید یکی از مشاوران رئیس جمهور کاملا مخالف افزایش طول عمر انسان است در حالیکه مشاور دیگر، که مسوول طرح ملی فنآوری نانو است، جزو طرفداران فنآوری های تقویت کننده انسان می باشد. بر این اساس می توان حدس زد که در کشورهای غربی مخالفت های عمده ای درباره حمایت دولتی از فنآوری " بهبود" بدن انسان یا حتی مجاز یا غیر مجاز دانستن آن ظهور خواهد کرد. اما مجددا تاکید می کنم که بعید است در اکثر کشورهای آسیائی که نگرش " با تمام قدرت به پیش" حاکم است، چنین مخالفت ها و درگیری هائی بروز کند . حتی اگر حکومت های غربی به ملاحظات و عواقب امنیتی – نظامی و همچنین اقتصادی این فنآوری ها توجه کنند شاید مجبور شوند که صرف نظر از همه مخالفت ها به موازات بقیه کشورها پیش روند.

در واقع دلائل اقتصادی و نظامی نهایتا موجب می شوند که غربی ها به این نتیجه برسند که باید علم و فنآوری را بویژه در حوزه کلی افزایش عملکرد و تقویت انسان به پیش ببرند. البته ما خواهان آن هستیم که استفاده از فنآوری های تقویت کننده داوطلبانه باشد. هم اکنون افراد متعددی اصلا نمی خواهند از چنین امکاناتی استفاده کنند، اما بعید نیست که این طرز نگرش به بیراهه رود. من شخصا فکر می کنم که والدین نباید حق داشته باشند چنین تصمیم هائی برای فرزندان خود بگیرند.

 البته همانطور که اشاره شد در افق زمانی ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده می توان انتظار داشت که به فراسوی روش های جنجال بر انگیز برویم و بدون تغییر و دستکاری دی. ان. آ یا آسیب زدن به جنین، مشکلات زیستی را حل کنیم. در این صورت بعید نیست که مخالفت های غربی ها نیز کاهش یابد.

 هدف اصلی: همزیستی مسالمت آمیز

تا زمانی که حق انتخاب وجود داشته باشد ما شاهد عدم توازن در قدرت، هوش، و ثروت خواهیم بود. روشن است که عدم توازن در قدرت به آزار و اذیت فیزیکی منجر می شود. در آینده ما باید از هویت های ضعیف در برابر هویت های قوی حفاظت کنیم. درست همان کاری که امروز انجام می دهیم. نیروهای مسلح به صورت پلیس یا ارتش به این خاطر به وجود آمده اند که از اعضای ضعیف تر جامعه در برابر اعضای قوی تری که خواهان آزار و اذیت آنها هستند، حفاظت کنند.

 به نظر می رسد که در افق ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده تنوع هویت های هوشمند شامل انسان های معمولی، انسان های تقویت شده و هوش ماشینی اجتناب ناپذیر باشد. یکی از اهداف مهم در چنین آینده ای تلاش در جهت همزیستی مسالمت آمیز بین این هویت ها می باشد. بنابراین نخست باید اطمینان یافت که استفاده از فنآوری های تقویت کننده داوطلبانه خواهد بود و دیگر اینکه امنیت فیزیکی و دارائی های انسان های معمولی در برابر آزار و اذیت انسان های تقویت شده و هوش ماشینی حفاظت شود.

 از سوی دیگر مردم باید از حق انتخاب برخوردار باشند و شیوه زندگی خود را هر طور که دوست دارند برگزینند. باید شرایط به گونه ای باشد که بدون اعمال زور یا مقرر کردن مالیات های سنگین انسان ها بتوانند معمولی باقی بمانند. مانند فرقه امیش که در آمریکا زندگی می کنند ولی از خودرو، برق، تلفن و کلا فنآوری مدرن استفاده نمی کنند. پرسش مهمی که مطرح می شود این است که در دنیائی که هویت های دارای قدرت فکری و اقتصادی به مراتب بیشتری از انسان های معمولی هستند، چگونه باید این کار را انجام داد؟ در پاسخ باید گفت که گونه انسان قبلا تجربه برخورد با هویتی مشابه، یعنی حکومت، را داشته است. به نظر می رسد که بهترین پاسخی که تاکنون یافته ایم استفاده از نظام چک و بالانس باشد. از درون یکی از حوزه های مطالعات استراتژیک به نام نظریه بازی نیز می توان بینش های بیشتری کسب کرد. نظریه پرداز مشهور فنآوری نانو، دکتر اریک درکسلر، در این باره مطالعات نظری ابتدائی انجام داده است که به زودی منتشر خواهد شد.

 در افق زمانی ۵۰ الی ۲۵۰ سال آینده می توان انتظار داشت که ساخت و تولید مولکولی و هوش ماشینی بسیار جلوتر و پیشرفته تر از تکنیک های تکامل هدایت شده باشند. رقابت نظامی و اقتصادی پیشران این فنآوری است چرا که اکثر ملت ها می خواهند که جایگاه برتر خود را در زمینه فنآوری پیشرفته حفظ کنند. خلاصه اینکه در افق زمانی مد نظر ما – که آنچنان هم دور نیست-  می توان انتظار داشت که ساخت و تولید مولکولی پیشرفته با هوش ماشینی و مهندسی ژنتیک به مراتب پیشرفته تر از سطح کنونی بوده و بنابراین حفظ و نگهداری تنوع انسان چالشی بزرگ باشد.

 

کریستین پترسون

کریستین پترسون یک نویسنده، پژوهشگر، و سخنران برجسته درباره فنآوری های نوظهور و بویژه فنآوری نانو است. ایشان پایه گذار و رئیس موسسه فورسایت آمریکاست که به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی برای مردم، جامعه مهندسان، و سیاستگذاران درباره فنآوری نانو و تاثیرات آینده آن دوره های آموزشی برگزار می کند. ایشان در سخنرانی های خود تلاش می کند این رشته تخصصی را برای مخاطبان مختلف قابل فهم کند و آنها را از رخداد " دومین انقلاب صنعتی" در دهه های آینده آگاه سازد. وی که مدرک کارشناسی شیمی خود را از ام.آی.تی اخذ کرده است به عنوان مشاور سرمایه گذاری به شرکت ها و کارآفرینان صنعت نوین فنآوری نانو خدمات انتفاعی ارائه می دهد. 

 

Christine Peterson

Foresight Institute

P.O. Box 61058

Palo Alto, CA 94306

 

بازگشت به صفحه فهرست گزارش