پیشدرآمد
خوش آمدید! امیدواریم ظرف
چند روز آینده آنقدر حرفها و ایدههای جالب بشنوید که قادر به هضم همه
آنها نباشید. اگرچه ما همیشه درباره منافعی که آینده برای ما به ارمغان
خواهد آورد، مطالبی میشنویم اما هنوز هیچ مطالعه منسجم و
گستردهای راجع به
پیشرفت فنآوری به آسانی در دسترس عموم قرار ندارد. از آنجا که کاملا
انتظار داریم که برخی از آیندهنگریهای ما به قلمرو مطالب علمی- تخیلی
نزدیک شود، شاید بهتر باشد که برخی شیوهها را معرفی کنیم که بتوان از
طریق آنها آمیزه واقعیتها و گمانهزنیها را مرتب و ارزیابی کرد.
انگیزه ما از برگزاری
این کنفرانس یک نامهنگاری تاریخی بین آلبرت اینشتین و زیگموند فروید
در سال ۱۹۳۳
درباره چشمانداز
حذف جنگ از زندگی انسان بود. اینشتین امیدوار بود که روزی انسانها
قادر خواهند شد که در برابر میل توسل به شیوه ابتدائی حل و فصل منازعات
بین ملتها، یعنی جنگ، مقاومت کنند. اما فروید به دو دلیل نسبت به این
موضوع بد بین بود. او بر این باور بود که موانع موجود بر سر راه توافق
و صلح بینالمللی آنقدر زیاد هستند که نمیتوان بر آنها چیره شد. اما
مهمتر از این، او فکر میکرد که انگیزه تخریب و کشتار ویژگی
تغییرناپذیر طبیعت انسان میباشد.
مطالعه اخبار روز و
بررسی رخدادهای اخیر به برخی افراد نشان میدهد که شاید واقعا حق با
فروید باشد. اگر این گونه باشد، پرسشهای دشواری مطرح میشوند که
مستقیما با مطالبی که در این کنفرانس ارائه خواهد شد، ربط پیدا میکند.
بویژه اینکه ما باید درباره رابطه پیچیده بین دانش علمی رو به رشد و
فنآوریهای مرتبط با آنچه تا کنون طبیعت انسان شناخته میشده است،
بیشتر تامل کنیم. بر این اساس آیا باید از پیشرفتهای خیره کننده اخیر
در زمینه علم و فنآوری به عنوان نویدبخش یک بهشت جدید استقبال کنیم؟
یا اینکه چنین پیشرفتهائی را نشانهای از تهدیدی هولناک و کابوسی
وحشتناک بدانیم؟ آیا باید به انسانهائی که با بهرهگیری از علم به
قدرت فوقالعادهای دست مییابند، اعتماد کرد؟ یا اینکه برعکس، قبول
کنیم که ضعفهای قدیمی و دیرپای انسان همگی موجب شده اند که در برابر
ظرفیت هولناک نفرت و تخریب که در وجود تک تک ما نهفته است، حفاظت شویم؟

یکی از دلایل امیدواری
ما این است که در آینده نزدیک علم قادر میشود طبیعت انسان را تغییر
دهد. این اتفاق شاید با حذف برخی خصیصههای مخرب یا تقویت
خصوصیتهای مفید
رخ دهد. یا شاید به خاطر اینکه فنآوری آنقدر فراوانی مادی ایجاد میکند
که دیگر حرص و رقابت بین انسانها برای بقاء و ادامه زندگی ضروری
نباشد. حتی چنین امیدی با خود ترس و وحشتی همراه دارد. در دنیای قشنگ
جدید آینده شاید شاهد یک دیکتاتوری هولناک یا یک وضعیت ملایم توام با
خستگی و کسالت باشیم.
پرسش بنیادی درباره
طبیعت انسان، هر چند انتزاعی، به توانائی ما برای تصور و طراحی آینده
مربوط میشود. آیا مولفههای اساسی طبیعت انسان بر پیشرفتهای علم و
فنآوری محدودیت اعمال میکنند؟ یا شاید اصلا بحث درباره اینکه طبیعت
انسان بر شرایط تاریخی استعلاء مییابد دیگر ایده مفیدی نیست و
وعدههای علم و فنآوری آن را منسوخ کرده است. اما اگر بدین صورت مفهوم
طبیعت انسان به طور کامل رد شود، دیگر هیچ شیوه یا ابزار مفهومی روشنی
برای سنجش، قضاوت، یا کنترل آینده در شرف وقوع نخواهیم داشت. باید
اذعان کنیم که ما هنوز قادر نیستیم صورت مساله را تعریف کنیم چه رسد به
اینکه بخواهیم برای آن راه حلی پیدا کنیم.
اگر فکر کنیم که علم
قادر به تغییر طبیعت انسان است آنگاه پیشبینی اینکه چه چیزی شکل و
مسیر پیشرفت علم و فنآوری را تعیین میکند، بسیار دشوار میشود. البته
درون بدنه علم چیزهائی وجود دارد که مسیر حرکت آن را تعیین میکنند.
همچنین در طبیعت و جهان بیرونی موارد تعیین کنندهای وجود دارند. اما
نیروهای پرقدرت و متفاوتی نیز در حوزههای سیاسی، نهادهای اجتماعی، و
اقتصادی تعیین کننده هستند. در واقع باید به این نکته واقف باشیم که
پیشرفتهای علم و فنآوری، هر چند اجتناب ناپذیر به نظر میرسند، در
برابر تحولات فرهنگی، قابل تغییر، جهتگیری مجدد، یا توقف کامل هستند.
به هر حال، آندسته
پرسشهای خطیری که زمانی سوژه داستانهای علمی- تخیلی عصر ویکتوریا
(قرن نوزدهم) را تشکیل میدادند، امروزه به واقعیت پیوستهاند. ما باید
درباره چنین پرسشهائی به طور مستمر فکر کنیم و بر خلاف گذشته بحث
درباره آنها را کاملا جدی تلقی کنیم.
کنث
لوئیس
بازگشت به صفحه
فهرست گزارش
|