تسلط بر آينده به
كمك برنامه ريزي بر پايه سناريو
ترجمه و تاليف
مهندس عزيز عليزاده، مهندس وحيد وحيدي مطلق
تهران، ۷ مرداد ۱۳۸۳

آنكس كه از چندين انديشه استقبال كند خطاهاي
خود را تشخيص خواهد داد.
امير المومنين، نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره
۱۷۵
امروزه هيچ كشوري از نفوذ پيشرفت هاي حيرت انگيز فنآوري اطلاعات و
ارتباطات، زيست فنآوري و نانو فنآوري مصون نيست. موضوع اساسي اين است
كه چگونه مي توان براي مواجهه با اين تغييرات عميق و گسترده و به بيان
بهتر شكل بخشيدن به شرايط آينده آماده شد. روش ها و تكنيك هاي متعدد و
مختلفي براي انجام چنين كاري توسعه يافته اند. در اين مقاله بر روش "
برنامه ريزي برپايه سناريو" تمركز شده و تلاش مي شود پس از معرفي اين
روش جايگاه آن در بين ساير تكنيك هاي آينده پژوهي بررسي شود.
برنامه ريزي برپايه سناريو چيست؟
آينده ذاتا غير قابل شناخت است. اما نكته متناقض نما اين است كه اگر يك
غيب گو يا فال گير آينده شومي را براي سال بعد زندگي شما پيش بيني كند
سريعا دست به كار شده و با تغيير برنامه زندگي و انتخاب هاي خود از
وقوع چنين آينده اي جلوگيري مي كنيد. مشابها اگر يك پزشك به يك جوان
سيگاري تصاوير تاسف برانگيز افراد مسن و مبتلا به بيماري هاي تنفسي و
قلبي را نشان دهد آنگاه شايد اين فرد جوان با ترك سيگار از رخداد چنين
آينده هولناكي جلوگيري كند. در واقع آينده غير قابل شناخت است اما به
كمك دانش ناقص خود مي توانيم سهمي در شكل بخشيدن به آن داشته باشيم. ما
مي توانيم رخداد هاي آينده را به صورت غير متحمل و محتمل و همچنين
مطلوب و نامطلوب تقسيم بندي كرده و سپس اقداماتي انجام دهيم تا احتمال
رخدادهاي مطلوب افزايش يابد. يا برعكس از ظهور رخدادهاي محتمل اما
نامطلوب جلوگيري كنيم. افرادي كه دارائي هاي خود را بيمه مي كنند و
كساني كه هنگام رانندگي از كمربند ايمني استفاده مي كنند، عملا از اين
الگوي فكري بهره مي جويند. روش برنامه ريزي بر پايه سناريو بر خلاف
برخي روش هاي آينده پژوهي هيچ ادعايي درباره پيش بيني قطعي و مطمئن
آينده نمي كند. در عوض در برنامه ريزي برپايه سناريو با استفاده از
اطلاعات موجود و همچنين واقعيت هاي برگرفته از علوم طبيعي، جامعه
شناسي، اقتصاد و غيره چندين داستان منطقي و منسجم درباره جهان آينده
تدوين مي شود. با استفاده از اين سناريوها مي توان استراتژي هاي پابرجا
را پيدا كرد، يعني استراتژي هايي كه صرف نظر از اينكه كدام يك از
داستان هاي مذكور در آينده رخ خواهند داد، عملكردي خوب و رضايت بخش
داشته باشند. پابرجايي استراتژي ها فقط در صورتي محقق مي شود كه هر يك
از سناريوها با ديگر سناريوها تفاوت اساسي و چشمگير داشته باشند. به
كمك سناريوهاي اساسا متفاوت و مكمل مي توان به تقريب خوبي از آينده
واقعي ( يعني چيزي كه نهايتا اتفاق مي افتد) دست يافت. الزام تدوين
سناريوهاي اساسا متفاوت گاهي اوقات موجب مي شود كه برخي داستان هاي
"ناخوشايند" و حتي اغراق آميز درباره آينده نوشته شوند. اما بايد توجه
كرد كه با كاربرد اين سناريوها مي توان هنگام تدوين استراتژي هاي
پابرجا ، فرضيات كليدي را بهتر و عميق تر آزمود. علاوه بر اين، از طريق
سناريوهاي متفاوت مي توان نيروهاي پيشران كليدي و تاثير گذار در آينده
را شناسايي كرد.
به طور خلاصه برنامه ريزي بر پايه سناريو شامل چند مرحله است. نخست
موضوع تصميم گيري شفاف مي شود. موضوع تصميم شايد محدود و نسبتا كوچك
باشد، مثلا تصميم گيري درباره بازاريابي براي يك محصول خاص و شايد
بسيار گسترده و بزرگ باشد، مثلا تصميم گيري استراتژيك درباره جايگاه
آينده يك سازمان، يك شركت يا حتي يك كشور. فهم و درك صحيح عملكرد تصميم
هاي شكل دهنده به آينده مستلزم شناسايي نيروهاي پيشران كليدي است.
انواع مختلف نيروهاي پيشران كليدي بايد مد نظر قرار گيرند. نيروهاي
پيشران شايد جنبه فنآوري داشته باشند، مثلا رشد دسترسي به اينترنت و
اطلاعات. شايد جنبه اقتصادي داشته باشند، مثلا گسترش و تقويت تجارت بين
المللي و جهاني شدن كسب و كار. شايد جنبه اجتماعي داشته باشند، مثلا
رشد بي رويه جمعيت، تغيير باورها، نظام هاي ارزشي و سبك زندگي مردم. و
نهايتا شايد جنبه سياسي داشته باشند، مثلا جابجايي قدرت بين احزاب رقيب
و يا تصويب قوانين و ضوابط جديد. پس از شناسايي همه نيروهاي كليدي بايد
آندسته عواملي را كه به احتمال زياد ثابت باقي مي مانند جدا كرده و
نيروهاي باقي مانده را جزو عوامل نامعين و داراي عدم قطعيت به حساب
بياوريم. به طور كلي در هر سناريو عوامل ثابت و عوامل نامعين هر دو نقش
مهمي ايفا مي كنند. اما گروه عوامل نامعين بايد مورد توجه ويژه قرار
گيرد. برخي تصميم هاي امروزي فقط در صورت تحقق يك يا دو مورد از
سناريوهاي آينده، خوب عمل مي كنند. در واقع اگر آينده برخلاف انتظار
كنوني ما رخ دهد، آنگاه تصميم هايي كه متناسب با آينده هاي مورد انتظار
اتخاذ شده اند، تاسف برانگيز خواهند بود. نكته ديگر اين است كه در روش
برنامه ريزي برپايه سناريو فقط بر تصميم هاي اوليه تمركز نمي كنيم بلكه
با تاكيد بر انعطاف پذيري و انطباق پذيري تصميم هاي خود را به صورت
مستمر با شرايط تغيير يافته محيطي تطبيق مي دهيم. اصلاح و تغيير مستمر
اقدامات و برنامه ها بهترين عكس العمل دربرابر شرايط به شدت متغير
محيطي به شمار مي رود. همچنين به كمك برنامه ريزي برپايه سناريو مي
توان علائم هشدار و نشانگر بروز يكي از سناريوها را به موقع شناسايي
كرد.
دسته بندي روش ها و تكنيك هاي آينده پژوهي
روش هاي درك، پيش بيني و يا آماده شدن براي آينده را مي توان در پنج
دسته تقسيم بندي كرد. براي درك بهتر ماهيت روش برنامه ريزي برپايه
سناريو بهتر است جايگاه اين روش در پنج دسته مذكور بررسي شود.
دسته اول: پايش الگوهاي نوظهور
اين دسته در برگيرنده تكنيك هاي پيمايش، پايش، ردگيري و شبيه سازي است.
فصل مشترك و شالوده اين تكنيك ها، مفهوم غير قابل پيش بيني بودن آينده
است. در واقع آينده ازتعامل نيروهاي فراواني به وجود مي آيد و يك پيش
بيني ساده نمي تواند با واقعيت هاي در حال دگرگوني تطابق كامل داشته
باشد. از اين رو فرآيند برنامه ريزي استراتژيك بايد بسيار انعطاف پذير
باشد چرا كه مسير حركت ما به سمت آينده به طور مداوم در حال تغيير است
و فعل و انفعالات نيروهاي مختلف و حوادث غير منتظره مسير حركت را قطعا
منحرف مي كنند. پس بهترين شيوه آماده شدن براي آينده، پايش مستمر و
دقيق تحولات وپيشرفت هاي فنآورانه، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است.
سه تكنيك پيمايش، پايش، و ردگيري را مي توان به صورت مجزا يا تركيبي به
كار برد. پيمايش يعني شناسايي و تشخيص رخدادها و روندهايي كه آينده را
تحت تاثير قرار مي دهند. پايش يعني نظارت مستمر بر رخدادها و روندهايي
كه در مرحله پيمايش شناسايي شده اند. هدف از پايش درك اين موضوع است كه
آيا رخداد ها و روندهاي مورد نظر در حال تضعيف هستند يا تقويت. منظور
از ردگيري نيز تمركز بر حوزه يا ناحيه اي محدود و معين است. هر يك
ازاين تكنيك ها سهم مشخصي در برنامه ريزي بر پايه سناريو دارند. از
طريق پيمايش مي توان مواد خام لازم را براي شناسايي نيروهاي پيشران
كليدي فراهم كرد. پايش و ردگيري نيز بخش هاي مهمي از فرآيند برنامه
ريزي برپايه سناريو به شمار مي روند. درآخرين تكنيك، يعني شبيه سازي،
فورمول ها و معادلات حاكم بر روابط بين عوامل مختلف موثر در آينده به
دست آمده و بر پايه آنها تصويري از آينده سيستم توليد مي شود. شبيه
سازي بهترين راه ممكن براي توليد سناريوها در سيستم هاي بسيار پيچيده
همچون نظام اقتصادي يك كشور است. اما بايد اشاره كرد كه نتايج يا خروجي
هاي شبيه سازي به مفروضات اوليه يا همان ورودي ها حساسيت زيادي دارد.
بنابراين هر چه موضوع تصميم گيري گسترده شود دقت معادلات رياضي براي
پيش بيني آينده سيستم كاهش مي يابد. به هر حال از خروجي هاي شبيه سازي
مي توان به عنوان ورودي هايي ارزشمند در برنامه ريزي بر پايه سناريو
استفاده كرد.
دسته دوم: برون يابي
بر خلاف دسته قبل، در روش هاي برون يابي فرض مي شود كه آينده ادامه
منطقي گذشته است و نيروهاي پيشران كليدي كه غير قابل تغييرند به شيوه
اي پيش بيني پذير مسير رويدادهاي آينده را تعيين مي كنند. به عبارت
ديگر آينده چيزي جز تعميم گذشته نيست و با واژه ها و توصيف هايي همچون
بهتر، بيشتر، بالاتر و قوي تر شناخته مي شود. اگر چه برنامه ريزي
برپايه سناريو نيز بر نيروهاي پيشران كليدي تكيه دارد اما با روش هاي
برون يابي دو تفاوت اساسي دارد. نخست اينكه در برنامه ريزي برپايه
سناريو چندين نيروي پيشران با يكديگر تركيب شده و انواع مختلف تعاملات
بين آنها مد نظر قرار مي گيرد. دوم اينكه در برنامه ريزي برپايه سناريو
سعي مي شود به جاي پيش بيني آينده از طريق رويكرد هاي علت و معلولي با
استفاده از رويكردهاي روائي چندين داستان متمايز درباره آينده نوشته
شود.
برون يابها شامل پنج نوع مي شوند كه عبارتند از :
۱- تحليل روند فنآوري. اكثر تحليل گران بر اين باورند كه روند تكامل و
رشد فنآوري تصاعدي است. مثلا قانون مور در فنآوري رايانه نشانگر چنين
مفهومي است. نتايج تحليل روند فنآوري به صورت عددي و كمي بيان شده و
جزو پيش بيني هاي با دقت بالا به شمار مي رود. اين روش مي تواند بسيار
دقيق باشد اما هنگامي كه بدون توجه به بقيه روندها و به طور گسترده
اجرا شود، دقت آن كاهش مي يابد. از سوي ديگر تحليل هاي دقيق تر روندهاي
فنآوري نشان داده است كه گاهي اوقات سير پيشرفت فنآوري لزوما يك نمودار
تصاعدي نيست بلكه از چند نمودار S شكل تشكيل مي شود. به بيان ديگر
هنگامي كه در نمودار S پس از عبور از بخش عمودي، بخش افقي آغاز مي شود،
فنآوري جايگزين شده و نمودار S جديد مسير رشد را ادامه مي دهد. به
عنوان مثال، به زودي فنآوري سيليكون براي ساخت تراشه هاي رايانه به
مرزهاي فيزيكي خود مي رسد و فنآوري هاي محاسبه بيولوژيك، محاسبه برپايه
سوئيچ كوانتومي و محاسبات نوري جايگزين آن مي شوند. شناسايي چنين تناوب
هايي در مسير رشد فنآوري فقط از طريق پيمايش، پايش و نظريه هاي مربوط
به فرآيندهاي بنيادي فيزيك ميسر مي شود.
۲- تحليل فيشر- پراي. يك تكنيك رياضي براي پيش بيني جايگزيني فنآوري
هاي قديمي با فنآوري هاي جديد است.
۳- تحليل گومپرز. مشابه تحليل فيشر- پراي است و از آن براي پيش بيني
مقبوليت محصولات مصرفي آينده استفاده مي شود
۴- تحليل محدوده هاي رشد. يك تكنيك رياضي براي پيش بيني محدوده توسعه
فنآوري هاي بالغ است
۵- تكنيك هاي منحني يادگيري. اين تكنيك ها بر پايه اثرات اقتصادي
يادگيري بر بهبود فرآيندها استوار هستند و مي توان از آنها براي تعيين
سطوح عملكردي مطلوب، به ويژه در مراحل مياني توسعه يك فرآيند يا
فنآروي، بهره برد.
دسته سوم: تحليل هاي چرخه اي
اين نگرش از دكترين فيلسوف آلماني، فردريش نيچه، مبني بر " بازگشت
جاودانه همان" الهام گرفته است. در واقع براي درك آينده بايد الگوهاي
مشابه را در رخدادهاي گذشته و تاريخي شناسايي كرد. چهار نوع تحليل چرخه
اي وجود دارند كه عبارتند از :
۱- تحليل تشابه. يعني به كاربردن چندين الگوي مشابه در گذشته براي
توليد چندين آينده ممكن به جاي يك پيش بيني مشخص
۲- تحليل روند تاخيري. با استفاده از يك تاخير زماني سعي مي شود مراحل
كاربرد محصولات نو بر اساس مراحل كاربرد محصولات قديمي تر پيش بيني شود
۳- ماتريس هاي ريخت شناسي. روشي است براي كشف محصولات و فنآوري هاي
جديد با استفاده از تركيب ويژگي هاي مختلف محصولات و فنآوري هاي موجود.
به كمك اين روش مي توان پيشرفتهاي احتمالي رقبا در زمينه توسعه محصولات
جديد را پيش بيني كرد.
۴- مدل هاي بازخورد. در اين روش ، كه تحت عنوان "سيستم ديناميك" نيز
شناخته مي شود، تعاملات بين متغير ها و عوامل مختلفي كه در حلقه هاي
بازخوردي بر يكديگر اثرات منفي يا مثبت مي گذارند در قالب يك مدل رياضي
بيان مي شود. البته مي توان مدل هاي بازخورد را در دسته برون ياب ها
نيز قرار داد زيرا سيستم ديناميك يك مدل به شدت پيچيده و چند عاملي
براي برون يابي وضعيت آينده يك سيستم به شمار مي رود.
دسته چهارم: تحليل هدف
اين دسته شامل مجموعه اي از تكنيك ها همچون تحليل محتوي، تحليل تاثير،
تحليل پروانه هاي ثبت اختراع و تحليل سهام داران مي شود. تقريبا در همه
اين تكنيك ها فرض مي شود كه رخدادهاي آينده از طريق اقدامات عامل هاي
گوناگون شكل مي گيرند. از آنجايي كه اين عامل ها به صورت فردي يا
سازماني به آينده شكل مي دهند بايد اهداف و مقاصد اين عامل هاي فعال
را، بويژه آنهايي كه قادر به ابداع يا حفظ روندها هستند، مطالعه و
تحليل كرد. در بين چهار تكنيك مذكور تحليل سهام داران شايد مفيدترين
آنها باشد. زيرا شمارش تعداد ارجاعات به يك موضوع خاص در رسانه هاي
گروهي ( يعني تحليل محتوي) يا شمارش تعداد پروانه هاي ثبت اختراع شايد
اطلاعاتي ضعيف و گمراه كننده براي تصميم گيري نهايي فراهم سازد.
دسته پنجم: همگرايي شهودي
اين دسته شامل تكنيك هاي پيمايش دلفي، كنفرانس گروهي اسمي، مصاحبه هاي
ساخت يافته و غير ساخت يافته، و مديريت مزيت فنآوري مي شود. برخلاف
برون يابي و تحليل چرخه اي در اين دسته فرض مي شود كه نمي توان آينده
را بر اساس هيچ رويكرد " عقلاني" ( يعني مبتني بر خرد متعارف) يا كاملا
آگاهانه و هدايت شده درك و پيش بيني كرد. در واقع آينده از همگرايي
بسيار پيچيده و متغير روندهاي نيرومند، اقدامات فردي، و بخت و اقبال سر
بر مي آورد. از اين رو بهترين شيوه براي تسلط بر آينده عبارت است از
گردآوري گسترده اطلاعات و سپس تكيه بر فرآيندهاي ناخودآگاه و شهودي
پردازش اطلاعات توسط انسان ها و در نتيجه دست يابي به بينش ها و
راهكارهايي براي عمل. در هر يك از اين تكنيك ها روش هاي مشخصي براي
شبكه بندي فرآيند گردآوري اطلاعات و پردازش شهودي توسط گروه هاي خبرگان
و كارشناسان وجود دارد. مثلا درتكنيك پيمايش دلفي، خبرگان از حوزه هاي
مختلف گرد آمده و در دورهاي متوالي و به صورت گمنام مي كوشند پيشرفت
هاي آينده را در حوزه هاي مد نظر پيش بيني كنند. نتيجه اين تعامل فكري
نخبگان شايد به سمت يك آينده محتمل همگرا شود، يا شايد برخي پيشرفتهاي
بسيار مهم را برجسته سازد يا تفاوت هاي بنيادي بين ديدگاه هاي مختلف را
آشكار كند. در اشكال پيچيده تر و طولاني تر برنامه ريزي بر پايه سناريو
از مصاحبه با نخبگان و خبرگان بسيار استفاده مي شود. برخي از مصاحبه
شوندگان جزو سهام داران هستند. بنابراين براي عميق تر كردن فرآيند
آماده سازي سناريوها مي توان اين دو تكنيك را با يكديگر تركيب كرد.
همانطور كه ملاحظه كرديد همه ۲۱ تكنيكي كه در پنج دسته بندي فوق به
آنها اشاره كرديم در تقابل با روش برنامه ريزي بر پايه سناريو نيستند
بلكه مكمل آن محسوب مي شوند. در واقع روش برنامه ريزي برپايه سناريو
مزيت هاي چشمگيري در اقتصاد دانش بنيان دارد و ديگر تكنيك ها مي توانند
مواد خام و اوليه براي آن فراهم كنند. به كمك تكنيك هاي برون يابي مي
توان مسير هاي دقيق نيروهاي پيشران كليدي را تعيين كرد. تكنيك هاي
تحليل هدف موجب مي شود منابع ايجاد كننده روندها و رخداد ها و نيز
"جرقه هاي احتمالي" و بالقوه شناسايي شوند. تكنيك هاي همگرايي شهودي
مانند يك تور ماهيگيري بزرگ ديدگاه هاي بسيار متنوعي را گردآوري مي كند
كه براي تدوين سناريو هاي مختلف درباره آينده بسيار مفيد هستند. البته
بايد تاكيد كرد كه مولفه شهودي اين روش ها بيشتر با روش برنامه ريزي
برپايه سناريو همخواني دارد تا مولفه همگرايي زيرا هدف اصلي تدوين
چندين داستان متمايز درباره آينده است و نه يك داستان منفرد. تكنيك هاي
تحليل چرخه اي شايد مولفه خلاقيت در برنامه ريزي بر پايه سناريو را
تهديد كنند اما مدل هاي بازخوردي تا زماني كه در تركيب با ديگر تكنيك
ها به كار مي روند مكمل مناسبي براي فرآيند سناريو نويسي به شمار مي
روند.
منبع: