بازی بی تفاوت با نفوذ

 

 وحید وحیدی مطلق

تهران،۳۰ شهريور  ۱۳۸۵ 

 

 

 

- آیا آمریکا بر گزینه اولیه خود درباره ایران پافشاری خواهد کرد؟

- آیا سکوت و عدم مداخله روسیه و چین (با فرض
خیلی بدبینانه بی تفاوت بودن آنها) در مورد پرونده هسته ای ایران محتمل و عقلانی است؟

- آیا مذاکره يا عدم مذاکره بین روسیه و آمریکا درباره ايران تاثیری بر وضعيت نهائی می گذارد؟

برای جواب به این سوالات "بازی بی تفاوت با نفوذ" را که اخیرا ابداع کردم بخوانید.


تصور کنيد که يک موقعيت استراتژيک نسبتا پيچيده ظهور کرده است. سه هويت متمايز در قالب فرد يا گروه وجود دارند که به ترتيب تحت عناوين سفيد، خاکستري، و سياه شناخته مي شوند. قرار است که تصميم مهمي اتخاذ شود. هويت سياه انتخاب کننده و اجرا کننده تصميم است. اما پيامدهاي اين تصميم متوجه هويت سفيد است. هويت خاکستري نيز صرفا يک شخصيت "بي تفاوت بانفوذ" است. ماهيت تصميم هويت سياه به گونه اي است که نهايتا براي هويت سفيد عواقبي بسيار دردناک و ناراحت کننده در پي خواهد داشت. اما هويت سفيد قصد دارد که اقدامي انجام دهد. او به هويت خاکستري اميد بسته است. زيرا هويت خاکستري مي تواند پيشنهاد گزينه اي ثانويه را مطرح کند. ماهيت اين گزينه ثانويه به گونه اي است که در مقايسه با گزينه اوليه مد نظر هويت سياه عواقبي کمتر دردناک براي هويت سفيد در پي خواهد داشت. يک سوال اساسي که در اينجا مطرح مي شود اين است که آیا هويت سفيد بهتر است از هويت خاکستري بخواهد گزينه ثانويه اي را مطرح کند؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا مذاکره مقدماتي بين هويت خاکستري و هويت سياه راهگشا خواهد بود و به پيامدهاي بهتري مي انجامد يا اينکه لزومي به انجام مذاکره نيست و صرفا پيشنهاد بدون مقدمه گزينه ثانويه کافي است؟

براي تحليل مساله نخست استراتژي هاي مختلف هويت هاي سياه و خاکستري را شناسائي و بررسي مي کنيم. هويت سياه در ذهن خود دو گزينه متمايز دارد.
۱- پافشاري بر انتخاب گزينه اوليه ۲- استقبال از هر گزينه اي که ديگري پيشنهاد مي دهد. هويت خاکستري نيز در ذهن خود دو گزينه متمايز دارد. ۱- سکوت و عدم مداخله ۲- پيشنهاد گزينه ثانويه. در اينجا فرض بر اين است که هر دو هويت مذکور در قالب فرد يا گروه اشخاصي عاقل و مادي بوده و براي معنويت اهميتي قائل نيستند. اين فرض بويژه از اين جهت اهميت دارد که بفهميم هويت خاکستري از کمک به هويت سفيد براي تخفيف پيامدهاي منفي متوجه خوشحال نمي شود بلکه او صرفا با رجوع به وضعيت خود خوشحالي يا ناراحتي اش را اندازه مي گيرد. علاوه براين، بي تفاوت بودن هويت خاکستري بدين معناست که انتخاب نهائي گزينه اوليه نه سودي براي او دارد و نه ضرري و بنابراين مطلوبيت گزينه اوليه براي هويت خاکستري صفر است. در مورد هويت سياه وضع به گونه اي ديگر است. اگر گزينه اوليه خود را انتخاب و اجرا کند در مقايسه با زماني که گزينه ثانويه را مي پذيرد بيشتر خوشحال خواهد شد. در واقع هر گزينه ثانويه به هر حال بايد کمترين مقدار مطلوبيت را براي هويت سياه تامين کند. در اين موقعيت استراتژيک چهار حالت متمايز پديد مي آيند. حالت اول زماني است که هويت سياه بر انتخاب گزينه اوليه پافشاري مي کند و هويت خاکستري نيز سکوت مي کند ( مطلوبيت صفر براي خاکستري و مطلوبيت مثبت دو براي سياه). حالت دوم زماني است که هويت سياه قصد دارد از گزينه پيشنهادي هويت خاکستري استقبال کند و هويت خاکستري نيز قصد پيشنهاد گزينه ثانويه را دارد (مطلوبيت صفر براي خاکستري و مطلوبيت مثبت يک براي سياه). استقبال هويت سياه از پيشنهاد هويت خاکستري در واقع نشانگر بخشي از نفوذ هويت خاکستري بر انتخاب نهائي است. حالت سوم زماني است که هويت سياه قصد دارد از گزينه پيشنهادي هويت خاکستري استقبال کند اما هويت خاکستري سکوت مي کند. در اين حالت هويت سياه چون عملا گزينه ثانويه اي پيشنهاد نشده است گزينه اوليه را انتخاب مي کند. اما هويت خاکستري وقتي که مي فهمد مي توانسته است سکوت نکند از اين "عدم اقدام" خود کمي افسوس مي خورد (مطلوبيت منفي يک براي خاکستري و مطلوبيت مثبت دو براي سياه). حالت چهارم، که جالب ترين حالت است، زماني است که هويت سياه قصد دارد بر انتخاب گزينه اوليه پافشاري کند اما هويت خاکستري قصد دارد گزينه ثانويه را پيشنهاد دهد. در اينجا نيز به دليل بخش ديگري از نفوذ هويت خاکستري، هويت سياه اجازه مي دهد که انتخاب نهائي بر اساس يک فرايند تصادفي مثلا پرتاب يک سکه مشخص شود: انتخاب بين گزينه اوليه يا گزينه ثانويه. مي توان فرض کرد که احتمال انتخاب گزينه ثانويه در نتيجه اين فرايند تصادفي p است. در این حالت هویت خاکستری از انتخاب نهائی گزینه پیشنهادی اش خوشحال می شود. اما از انتخاب نشدن آن نه خوشحال می شود و نه ناراحت. هویت سیاه نیز در هر صورتي ناراحت نمی شود. اما اگر گزینه اولیه انتخاب شود دو برابر بیشتر از زمانی خوشحال می شود که گزینه ثانویه انتخاب شود. بنابراین وضعیت حالت چهارم به گونه ای است که مطلوبیت مورد انتظار برای هویت خاکستری p و برای هویت سیاه دو منهاي p است.

پس از تحليل رسمي اين موقعيت استراتژيک مي توان فهميد که حالت تعادل نهائي در واقع حالت چهارم است. ويژگي اصلي تعادل مذکور اين است که هيچ يک از طرفين سياه يا خاکستري تمايلي براي نقض يک جانبه آن نخواهند داشت. در اينجا هويت سفيد به اولين سوال خود پاسخي مناسب مي دهد مبني بر اينکه بهتر است از هويت" بي تفاوت با نفوذ" درخواست کند که گزينه ثانويه اي را مطرح کند. اگرچه هويت سياه بر گزينه اوليه خود پافشاري خواهد کرد اما اميد به عدم تحقق گزينه اوليه به اندازه کافي زياد است که هويت سفيد اين درخواست را مطرح کند. نکته ديگري که مي توان به آن اشاره کرد يکتائي نقطه تعادل است. اگر فرض کنيم هويت خاکستري با هويت سياه وارد مذاکره شده و نقطه شروع مذاکره پذيرش گزينه اوليه باشد هر دو طرف نهايتا به حالت چهارم خواهند رسيد. در واقع هويت خاکستري نخست استقبال از "گزينه اي ديگر" را در هويت سياه تقويت مي کند. سپس براي افزايش مطلوبيت خود گزينه ثانويه اش را پيشنهاد مي دهد. اما هويت سياه به طور يک جانبه اين حالت را نقض کرده و مجددا بر انتخاب گزينه اوليه پافشاري مي کند. به بيان ديگر نتيجه نهائي مذاکره همان حالت چهارم خواهد شد. در اينجا هويت سفيد به دومين سوال خود پاسخي مناسب مي دهد مبني بر اينکه تشويق هويت خاکستري به مذاکره با هويت سياه تاثيري در وضعيت نهائي اش نخواهد داشت.

 

مطلب تکمیلی:

 

وبلاگ افشین شوآن (پیرامون نظریه بازیها) ، وکیل تسخیری، تحلیل جدول استراتژیک هویت های سیاه و خاکستری

 

http://www.shooan.blogfa.com/post-38.aspx

 

 بازگشت به صفحه فهرست مقالات