|
فرهنگ سوم
روشنفکران و جايگاهي شايسته براي علم و
فنآوري
امروزه
تغييرات بنيادي و نوظهور همه چيز را دگرگون کرده است .روشهاي جديد درک
سيستمهاي فيزيکي و روشهاي جديد تفکر همه مفروضات و باورهاي ما را به
چالش مي كشند. بيولوژي ذهن ، پيشرفتهاي حير انگيز علم فيزيک،
الکترونيک، ژنتيک، عصب شناسي، مهندسي، شيمي مواد، وغيره اساسي ترين
مفروضات مربوط به اينکه ما که هستيم و يا چه هستيم و همچنين مفهوم
انسان را به چالش کشيده اند. هنر و علم در حال تلفيق دوباره اي هستند
که تشکيل فرهنگي جديد را مي دهند. فرهنگي که از آن تحت عنوان " فرهنگ
سوم" نام مي بريم.
نمايش متن كامل >>
سناريوهاي جهان آينده
گزارشي مختصر از فعاليت هاي گروه سناريوهاي
جهاني سوئد
گروه
سناريوهاي جهاني در سال ۱۹۹۵ از سوي موسسهي محيط زيست استكهلم در
كشور سوئد تأسيس شد. اين گروه سناريوهايي براي توسعهي پايدار جهان
ابداع كرده است. سناريوهاي مذكور شامل نتايج مدلهاي شبيهسازي,
روندهاي كليدي جمعيت شناختي, اقتصادي, و زيست محيطي و نيز داستانهاي
توصيف كننده زندگي انسان هاي آينده مي شود.
به منظور سازماندهي آيندههاي ممكن فراوان، سه دسته سناريوي عام تعريف
و نامهاي زير براي آنها انتخاب شدند:
سناريوي جهانهاي متعارف،
سناريوي توحش و بربريت و
سناريوي گذار بزرگ.
نمايش متن كامل >>
سفري به دنياي آْينده
مردم معتقدند كه سفرهاي "مكاني" غمها را دور ميكند و خستگيها را
ميكاهد، اما سفرهاي "زماني" چطور؟ وقتي همراه با انبوه تاريخنگاران
پا به دنياي گذشته ميگذاريم با وقايعي روبرو ميشويم كه گاهي ما را
شاد ميكنند و گاهي غمگين؛ اما هرگز نميتوانيم آنها را تغييرداده يا
جرح و تعديل كنيم. بهعكس، زماني كه با معدود آيندهپژوهان به دنياي
آينده سفر ميكنيم درست مثل اين است كه از خوابي سنگين اما پر از رويا
بيدار ميشويم؛ روياهايي اميدبخش و نيروزا و روياهايي نگرانكننده و
دلهره زا
نمايش متن كامل >>
تسلط بر آينده
امروزه هيچ كشوري از نفوذ پيشرفت هاي حيرت انگيز فنآوري اطلاعات و
ارتباطات، زيست فنآوري و نانو فنآوري مصون نيست. موضوع اساسي اين است
كه چگونه مي توان براي مواجهه با اين تغييرات عميق و گسترده و به بيان
بهتر شكل بخشيدن به شرايط آينده آماده شد. روش ها و تكنيك هاي متعدد و
مختلفي براي انجام چنين كاري توسعه يافته اند. در اين مقاله بر روش "
برنامه ريزي برپايه سناريو" تمركز شده و تلاش مي شود پس از معرفي اين
روش جايگاه آن در بين ساير تكنيك هاي آينده پژوهي بررسي شود.
نمايش متن كامل >>
روششناختي آيندهنگري
پيشبيني آينده يا شكل بخشيدن به
آينده، كدام عقلانيتر است؟

يكي از مشخصههاي سالهاي اخير، اهميت يافتن مطالعه سير تحولات آينده
است. در جهان امروز، رشتهاي به نام "آيندهپژوهي" يا رشتههايي كه به
آيندهپژوهي مربوط ميشود، نشو و نما پيدا كرده است. حتي در جهان
صنعتي پيشرفته، افرادي به نام آيندهنگر مشاهده ميشوند كه نشريات
مستمري به نام "روندها" منتشر ميكنند. يكي از اين افراد جان نيسبيت
است. كتاب او تحت عنوان "نگاهي به روندهاي عمده" مورد استقبال قرار
گرفته و اين امر نشان ميدهد كه نسبت به اين قضيه در جهان، تحولي خاص
رخ داده است.در پايان يك هزاره، زمينه براي مطالعات آيندهنگر و
آيندهپژوهانه افزايش پيدا ميكند. براي مثال به سال ۲۰۰۰، مشابه سال
۱۹۹۹ نگاه نميكنند و انديشمندان احساس ميكنند كه گويي يك جاذبهي
مغناطيسي، تحولات پيرامون آنها را به سمت آينده سوق ميدهد. به همين
خاطر پيوسته اين سوال مطرح ميشود كه از سال ۲۰۰۰ به بعد، چه تحولاتي
اتفاق خواهد افتاد. سال ۲۰۰۰ تنها مقطع سال واحد نيست، بلكه آغاز يك
هزاره، سده و يك دهه است و امروز ورود به هزاره سوم، انگيزههاي جديدي
ايجاد كرده است. با مرور اطلاعات اينترنت يا مجلات علمياي كه طي چند
سال اخير منتشر شدهاند، ميبينيم كه حوزههاي مختلف نظير بيولوژي،
فيزيك و حتي اديان، همگي نگاهي به آينده دارند.
نمايش متن كامل >>
آينده پژوهي
پارادايم نوين علوم انساني
اگر بخواهيم انسان خوبي باشيم، ناگزير بايد آينده پژوه باشيم. از منظر
آزادي انسان، تصور آينده هاي گوناگون و سپس انتخاب ميان آنها موضوع
بسيار حائز اهميتي است. عكس اين مدعا هم درست است. براي اينكه آينده
پژوه خوبي باشيم، بايد بخواهيم كه انسان خوبي باشيم، و به عبارت ديگر،
نگران رفاه و سعادت ديگران باشيم. در اين راستا لازم است بصيرت افراد
نسبت به آينده به دانشي فراتر از اينكه " آينده چه هست؟" و حتي فراتر
از اينكه "چه مي تواند باشد؟" مجهز شود. جان كلام، اين بصيرت بايد به
احساسي از اينكه " آينده چه بايد باشد؟" مسلح گردد.
نمايش متن كامل >>
جهش عقلانيت بشر
فنآوري ما را به کجا رهنمون خواهد شد؟

متاسفانه در بسياري از پيش بيني هاي بلند مدت، قدرت فنآوري هاي آينده
دست کم گرفته مي شود، زيرا اكثر مردم هنگام بررسي سرعت پيشرفت فنآوري
به جاي ديدگاه تصاعدي تاريخي، ديدگاه شهودي خطي دارند. در واقع ما
انسان ها در طول قرن بيست و يكم پيشرفتي معادل ۱۰۰ سال نخواهيم داشت
بلکه شاهد پيشرفتي معادل ۲۰۰۰۰ سال بر حسب نرخ رشد امروزي خواهيم بود.
توجه دقيق تر به گام هاي رو به جلوي فنآوري نشان مي دهد که نرخ پيشرفت
ثابت نيست. اما اين طبيعت بشر است که خود را با گام هاي تغييرات وفق
دهد و ديدگاه شهودي خطي درباره سرعت پيشرفت فنآوري داشته باشد. حتي در
مورد بعضي افراد كه عمر طولاني داشته و پيشرفت فنآوري و افزايش سرعت
تغييرات را در طي زمان تجربه کرده اند, نگاه شهودي خطي موجب مي شود كه
سرعت تغييرات و پيشرفت فناوري را با همان نرخي که اخيرا تجربه کرده
اند, مساوي فرض كنند.
نمايش متن كامل >>
|