پیش بینی های آلفا و بتا

 

تحول و دگرگوني اجتماعي و پيش بيني رخدادهاي آينده يكي از موضوعات مورد علاقه آينده پژوهان است. با اين وجود، تلاش هاي متعدد در حوزه علوم انساني براي تقليد ازعلوم طبيعي و رسيدن به دقت قابل قبولي براي پيش بيني رخدادهاي آينده و شناسايي مسير دگرگوني اجتماعي تا كنون كمابيش با شكست مواجه شده است. در واقع احتمال ظهور پديده هاي شگفت انگيز در زمينه رفتار اجتماعي انسان ها بيشتر از احتمال ظهور پديده هاي شگفت انگيز در زمينه رفتار جهان مادي و طبيعي است. از اين رو كساني كه تلاش كرده اند براي پيش بيني وضعيت آينده يك سيستم اجتماعي از قوانين اداره كننده و مدل هاي علت و معلولي مشابه قوانين اداره كننده و مدل هاي مورد استفاده درعلوم طبيعي همچون علم مكانيك استفاده كنند، با مشكلات فراواني مواجه شده اند.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

ناپیوستگی ها، شگفتی سازها، و علائم ضعیف آینده

 

گاهی اوقات به نظر عجیب می رسد که چگونه برخی افراد و سازمان ها توانسته اند خود را به بینش و دانشی درباره تحولات آینده مجهز کنند. پرسش دو وجهی که معمولا در ذهن نقش می بندد این است که آنها چگونه فکر می کنند و به چه چیزهائی فکر می کنند؟ شاید برخی ادعا کنند که این نوع توانمندی فقط مختص اشخاص نابغه یا دارای قدرت ذهنی گسترده و فوق العاده است. چنین فرضی قطعا امکان پذیری آینده نگری های سازمان یافته توسط اشخاصی که به هر حال نابغه نیستند را زیر سوال برده و مشتاقان یادگیری روش های آماده شدن برای آینده را ناامید خواهد کرد. در این مقاله تلاش می شود که نادرستی چنین ادعائی به نمایش گذاشته شود.

نمايش متن كامل >>

 


 

پیاده سازی کیفی تفکر ارزشی

 

در تفکر ارزشیValue-Focused Thinking بر این نکته تاکید می شود که در هر موقعیت تصمیمی، ارزش‌ها اهمیت بنیادی دارند و موضوعیت گزینه‌ها فقط به این خاطر است که ابزاری برای تحقق ارزش‌ها هستند. بنابراین هنگام تفکر درباره مساله‌ها یا فرصت‌های تصمیم باید بر ارزش‌ها تمرکز کرد و نه گزینه‌هائی که احتمالا آن ارزش‌ها را محقق می‌سازند. پیاده‌سازی تفکر ارزشی شامل دو بخش کیفی و کمّی  می شود. بخش کیفی عموما به معنی تعریف مساله و شناسائی اهداف بنیادی است. در حالیکه بخش کمّی عموما به معنی ساخت مدل ارزشی و سنجش میزان تحقق اهداف بنیادی است.  برای پیاده سازی بخش کیفی تفکر ارزشی باید گام‌های متوالی زیر را برداشت.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

تفکر ارزشی

 

تفکر ارزشی Value-Focused Thinking یک پارادایم تصمیم گیری و تصمیم سازی است که هدف عمده آن افزایش خلاقیت و  کمک به شناسائی فرصت‌های تصمیم به جای مساله‌های تصمیم است. تفکر ارزشی همچنین با تفکر استراتژیک رابطه تنگاتنگی داشته و به تقویت آن کمک می کند. این پارادایم در تقابل با پارادایم رایج تفکر گزینه‌ای قرار می گیرد و رویکرد آن به تصمیم‌گیری بیشتر پیش‌ دستانه است تا منفعلانه. در تفکر ارزشی بر این نکته تاکید می شود که در هر موقعیت تصمیمی، ارزش‌ها اهمیت بنیادی دارند و موضوعیت گزینه‌ها فقط به این خاطر است که ابزاری برای تحقق ارزش‌ها هستند. بنابراین هنگام تفکر درباره مساله‌ها یا فرصت‌های تصمیم باید بر ارزش‌ها تمرکز کرد و نه گزینه‌هائی که احتمالا آن ارزش‌ها را محقق می‌سازند.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

 کدام هدف مهم تر است؟

 

يک مساله تصميم گيري را در نظر بگيريد که اساسا راهکارها يا گزينه هاي پيشنهادي در آن بر حسب دو هدف بنيادي ارزيابي مي شوند. شما براي سنجش ميزان تحقق اين دو هدف بنيادي اصولا از سه نوع شناسه مي توانيد استفاده کنيد يا طبيعي يا مصنوعي يا بدل. شناسه طبيعي در مواردي استفاده مي شود که هدف بنيادي به اصطلاح سخت و به راحتي قابل کمي شدن است. مثلا کمينه سازي هزينه بر حسب ميليون تومان. شناسه مصنوعي در مواردي استفاده مي شود که هدف بنيادي جنبه کيفي داشته و به راحتي قابل اندازه گيري نيست و بايد با تعريف سطوح مختلف و درجه بندي اين سطوح ميزان تحقق هدف بنيادي را نشان دهيد. مثلا تعریف سطوح ده گانه برای سنجش ميزان رضايت متقابل یا تفاهم متقابل بین کارفرما و کارکنان یک سازمان. شناسه بدل هم زماني استفاده مي شود که شما از يک "هدف مقطعي" تاثير گذار که به راحتي "قابل کمي شدن" است براي سنجش غير مستقيم ميزان تحقق "هدف بنيادي" خود استفاده مي کنيد. مثلا تعداد موارد بمب گذاری موفق در ماه اخیر یا تعداد موارد آشوب های محلی منجر به استفاده از نیروی پلیس به عنوان اهداف مقطعی برای سنجش هدف بنیادی امنیت ملی. یا تعداد دانشمندانی که در سال اخیر جایزه معتبر بین المللی مانند نوبل گرفته اند به عنوان هدفی مقطعی برای سنجش هدف بنیادی غرور ملی.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

 پیتر شوارتز: یک آینده پژوه

 

پیتر شوارتز در سال ۱۹۴۵ در یکی از اردوگاه های آلمان نازی در یک خانواده مجارستانی یهودی به دنیا آمد. پس از پایان جنگ جهانی دوم به اتفاق خانواده خود به نروژ رفت و تا پنج سالگی در آنجا بود. خانواده شواترز سپس به آمریکا مهاجرت کرده و در نیوجرسی ساکن شدند. شوارتز تحصیلات ابتدائی خود را در کنار افراد مشهوری مانند استیون اسپیلبرگ به اتمام رساند و پس از دریافت یک بورسیه کامل تحصیلی در رشته مهندسی هوافضا در موسسه پلی تکنیک رنسلر درنیویورک ادامه تحصیل داد. پس از اخذ مدرک کارشناسی به تدریس در دبیرستان های فیلادلفیا مشغول شد و بعد از آن به "موسسه تحقیقاتی استنفورد" ملحق شد و در آنجا ضمن پژوهش درباره مدیریت، استراتژی، سبک زندگی مردم و ارزش های مشتریان، اولین گام ها را برای تدوین و توسعه "روش برنامه ریزی برپایه سناریوها" برداشت.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت عمیق

 

آشنائی و تسلط بر "علم و هنر تصمیم گیری" از جمله پیش نیازهای بسیارمهم مطالعات و تحقیقات آینده پژوهی مفید و اثر بخش است. بی تردید هدف نهائی از انجام چنین پروژه هائی رسیدن به درکی عمیق تر و بهتر برای تطبیق اقدام ها با یکدیگر و حتی تطبیق اقدام ها با "عدم اقدام" است. اقدام هائی که نهایتا در قالب برنامه ها و طرح های مشخص و منسجم تدوین و پیاده می شوند اصولا باید بر پایه یک روش نظام مند، علمی و معتبر شناسائی، ارزیابی و انتخاب شوند. اگرچه گاهی اوقات در کنار اصطلاحات و مفاهیمی مانند تصمیم گیری و برنامه ریزی قید هائی مانند " تحت شرایط عدم قطعیت" اضافه می شوند اما باید اذعان کرد که تصمیم گیری و برنامه ریزی در محیط های سرشار از آرامش، سکون، و قطعیت کامل، اگر نگوئیم کاملا بی معنی، غیر واقع بینانه است.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

تحلیل لایه لایه ای علت ها

 

تحلیل لایه لایه ای علت ها یکی از روش های آینده پژوهی است که سهیل عنایت الله آن را ابداع کرده و توسعه داده است. هدف از پیاده سازی تحلیل لایه لایه ای علت ها ساخت شکنی  پدیده های اجتماعی و رسیدن به درکی عمیق از لایه های زیرین مسائل و مشکلات است. پس از آشکار شدن لایه های مختلف پدیده ها و قرار گرفتن متن در بافت نوبت به تدوین و ارائه سناریو های بدیل آینده می رسد.

در تحلیل لایه لایه ای علت ها حالت های مختلف دانستن اعم از علمی- تجربی، تفسیری – تاویلی، و فلسفی – انتقادی یکپارچه می شوند. ارزش و سودمندی این روش در  پیش بینی بهتر و دقیق تر آینده نیست بلکه با ایجاد فضاهای گذار  زمینه لازم را برای خلق آینده های بدیل  فراهم می کند. همچنین کاربرد این روش هنگام سیاست گذاری عمومی و درازمدت نهایتا منجر به تهیه بینش های جامع تر، ژرف تر و اثربخش تر می شود.

 

نمايش متن كامل >>

 


 

پس نگری از آینده به امروز

 

در حوزه مطالعات آینده اندیشی می توان گفت که ابزارها و روش های پیش بینی که به "پارادایم اکتشافی" تعلق دارند به خوبی توسعه یافته و رواج پیدا کرده اند. اما در مقابل توجه به ابزارها و روش هائی که نمایانگر و مشوق "پارادایم هنجاری" و "آینده پژوهی انتقادی" باشند کمررنگ تر است. روش "پس نگری از آینده به امروز" از جمله این روش هاست. سودمندی رویکردهای مبتنی بر پارادایم اکتشافی و تلاش برای پیش بینی دقیق آینده در مواجهه با مشکلات بزرگ اجتماعی پیچیده و از همه مهم تر موضوع "توسعه پایدار" به چالش کشیده می شود. از آنجا که در روش های پیش بینی اهمیت زیادی به "روندها" داده می شود، احتمال ارائه راه حل هائی که مخالف روندهای جاری باشند بسیار ناچیز است. در حالی که در افق های بلند مدت ظهور ناپیوستگی ها محتمل بوده و حتی شاید در بعضی مواقع عمدا کاری کرد که روندهای جاری به سمت آینده مختل و جابجا شوند. در چنین شرایطی است که سودمندی روش پس نگری از آینده به امروز آشکار می شود.

نمايش متن كامل >>

 


 

یک فکر اساسی

 

گاهي اوقات براي افراد تصميم گيرنده يا برنامه ريز يا استراتژيست اين سوال مهم مطرح مي شود که آيا در تصميم يا برنامه خود به همه موضوعات " اساسي و بنيادي" اعم از اهداف و فرضيه ها توجه کرده اند يا نه. اگرچه هر کسي با توجه به چارچوب هاي ذهني خود مي تواند به طور شهودي در جست و جوي اهداف يا فرضيه هاي اساسي پنهان يا از قلم افتاده موفق باشد اما بهتر است که از تکنيک " آزمون استقلال جمع پذير" نيز استفاده شود. بر اساس اين آزمون مي توان گفت که در اکثر موارد اگر دو هدف پيشنهادي بنيادي و اساسی باشند آنگاه توزيع احتمال مشترک آنها تعیین کننده نيست بلکه فقط "توزيع احتمال حاشيه اي" اهميت دارد.

نمايش متن كامل >>

 


 

بازی بی تفاوت با نفوذ

 

تصور کنيد که يک موقعيت استراتژيک نسبتا پيچيده ظهور کرده است. سه هويت متمايز در قالب فرد يا گروه وجود دارند که به ترتيب تحت عناوين سفيد، خاکستري، و سياه شناخته مي شوند. قرار است که تصميم مهمي اتخاذ شود. هويت سياه انتخاب کننده و اجرا کننده تصميم است. اما پيامدهاي اين تصميم متوجه هويت سفيد است. هويت خاکستري نيز صرفا يک شخصيت "بي تفاوت بانفوذ" است. ماهيت تصميم هويت سياه به گونه اي است که نهايتا براي هويت سفيد عواقبي بسيار دردناک و ناراحت کننده در پي خواهد داشت. اما هويت سفيد قصد دارد که اقدامي انجام دهد. او به هويت خاکستري اميد بسته است. زيرا هويت خاکستري مي تواند پيشنهاد گزينه اي ثانويه را مطرح کند. ماهيت اين گزينه ثانويه به گونه اي است که در مقايسه با گزينه اوليه مد نظر هويت سياه عواقبي کمتر دردناک براي هويت سفيد در پي خواهد داشت.
 

نمايش متن كامل >>

 


 

الگوهای ترجیح در فعالیت های آینده نگری

 

دوران کنونی را شاید بتوان عصر عدم قطعیت ها و تغییرات پرسرعت نامید. ما معمولا دوست داریم که چنین عدم قطعیت هائی را هر چه بیشتر کاهش دهیم، ماهیت و نوع تغییر را بهتر بشناسیم، و مسیرهای محتمل تغییر را تحت کنترل خود درآوریم. امروزه چنین دانشی بسیار ارزشمند است. افرادی که به اکتشاف آینده ها و شناسائی روندهای نوید بخش و چالش برانگیز علاقه مند باشند می توانند کیفیت تصمیم های مرتبط با آینده را افزایش دهند. اما قضاوت نهائی راجع به عملکرد آنها لزوما پس از تحقق آینده و در نگاه به گذشته میسر است. در واقع هنگامی که عدم قطعیت های تاثیر گذار بر کیفیت تصمیم ها به قطعیت تبدیل می شوند می توان به یک نتیجه گیری پایدار درباره میزان موفقیت دست یافت.

نمايش متن كامل >>

 


 

زندگی بدون یک هدف

 

اولین باری که از جست و جو برای رسیدن به یک هدف بزرگ در زندگی دست برداشتم ۱۶ ساله بودم. من در آن روز از مدرسه شبانه روزی اخراج شده بودم و در حالیکه سوار بر یک خودرو مرکوری روباز مدل ۱۹۴۷ بودم باد شدیدی همچون تازیانه بر موهای من نواخته می شد. من به درون تاریکی و آینده ای مبهم تر از آنچه تا آن زمان دیده بودم به سرعت پیش می رفتم.
 

نمايش متن كامل >>

 


 

پنج موتور رشد اقتصادی در ۱۰۰۰ سال آینده

 

چهار موج متوالی که در طول تاریخ منشا تغییرات و تحولات اقتصادی بوده اند، از کشاورزی، انقلاب صنعتی، جامعه خدماتی و انقلاب اطلاعات نشات گرفته اند. در هزار سال آینده بشر حداقل پنج موج دیگر را تجربه خواهد کرد که نیروی محرکه آنها افزایش اوقات فراغت، علوم مربوط به حیات، مواد فوق پیشرفته، عصر جدید هسته ای و عصر جدید فضا خواهند بود.
 

نمايش متن كامل >>

 


 

خود فریبی دسته جمعی

ارزش سناریوها برای مقابله با آینده مرسوم

 

پیتر شوارتز، یکی از آینده پژوهان برجسته و رئیس شبکه جهانی کسب و کار، معتقد است که کماکان افراد و سازمان ها تصمیم های بسیار ضعیف و خسارت باری می گیرند. سازمان ها در اغلب موارد ریسک ها و خطرات پیشروی خود را از زاویه دیدی می سنجند که حاصل خود فریبی دسته جمعی است. تفکر تصمیم سازان یک سازمان معمولا نتیجه دیدگاه پذیرفته شده ای نسبت به آینده است که  "آینده مرسوم" نامیده می شود. آینده مرسوم دیدگاهی است که در اعضای سازمان نسبت به مسیر حوادث گذشته، حال و آینده به وجود آمده و به سادگی قابل تغییر نیست.
 

نمايش متن كامل >>

 


 

فلسفه فنآوری

نگاهی اجمالی به تفاوتها و تشابهات علم و فنآوری



غالبا چنین تصور می شود که فنآوری، بی روح، غیر فلسفی و حتی ضد فلسفی است.  در این مقاله تلاش می شود که نشان دهیم چنین تصوری درباره فنآوری  اشتباه است. بويژه اينکه:

  1. فنآوري نه تنها ضد فلسفي يا غير فلسفي نيست بلکه نوعي فلسفه که از علم محض، روش ها و نظريه هاي علمي نشات گرفته است در آن کاملا نفوذ و حضور دارد. مثلا فنآوري بر اين اصل فلسفي تکيه دارد که ما مي توانيم از طريق تجربه و استدلال، دانشي درباره حقيقت کسب کرده و حتي آن را بهبود بخشيم.

  2. فنآوري نه تنها از لحاظ فلسفي منفعل و پالوده نيست بلکه چندين نظريه مهم فلسفي از جمله نظريه اتوماتا، و چند ديدگاه فلسفي مهم ( البته شايد به اشتباه ) مانند عمل گرائي را مطرح مي کند.

  3. فنآوري نه تنها مانند علوم محض از لحاظ اخلاقي خنثي و بي طرف نيست بلکه با موضوعات اخلاقي کاملا درگير شده و در اکثر موارد بين خير و شر معلق مي ماند.

 

نمايش متن كامل >>

 



استراتژي صبر

بينش هاي برآمده از يك نگاه تحليلي



صبر كردن و انتظار كشيدن در برخي نظام هاي اخلاقي - مذهبي يك فضيلت اساسي به شمار مي رود. بي شك عوامل وراثتي، فرهنگي - اجتماعي و آموزشي - تربيتي در شكل گيري خصلت صبوري در افراد نقش مهمي ايفاء مي كنند. با اين وجود، در نظر يك عامل اقتصادي و به طور كلي يك فرد تصميم گيرنده، كه از يك نظام فكري اين جهاني تبعيت مي كند، استدلال پشتيبان استراتژي صبر و عقلانيت حاكم بر چنين رفتاري شايد چندان آشكار نباشد. بهتر است براي پرسش "چرا و تحت چه شرايطي بايد استراتژي صبر را انتخاب كرد" پاسخي قانع كننده و مستدل يافت. كاربرد نظريه تصميم براي يافتن چنين پاسخي شايد مفيد باشد.

نمايش متن كامل >>

 


 

تصميم گيري ارزشي

يک نمونه کاربردي در مديريت پروژه هاي بزرگ



فرآيند متداول و متعارف تصميم گيري توسط يک فرد يا يک گروه اساسا از سه مرحله متمايز تشکيل مي شود. مرحله اول شناسايي مساله تصميم است. معمولا يک فرد يا گروه هنگامي خود را با مساله تصميم روبرو مي بيند که از وضعيت جاري ناراضي است و قصد بهبود آن را دارد. در مرحله دوم فرد يا گروه به آنچه مي توان انجام داد، مي انديشد و با شتاب هر چه بيشتر "گزينه هاي بديهي" را مي يابد. در مرحله سوم براي درجه بندي پيامدهاي گزينه هاي مختلف معيارهايي انتخاب مي کند. در اين مرحله تمرکز اصلي بر معيارهاي مبتني بر داده هاي "سخت" است؛ داده هايي که به راحتي قابل اندازه گيري اند و معمولا اهداف " نرم" مانند حسن نيت، کيفيت، رضايت ديگران، ميزان يادگيري يا تفريح از نظر دور مي مانند.

نمايش متن كامل >>

 


 

عصر دانش

پيش به سوي انقلاب صنعتي دوم



ويژگي هاي انقلاب صنعتي دو قرن گذشته، که ما آن را تحت عنوان انقلاب صنعتي اول مي شناسيم، استفاده از ماشين ها و ابزار آلاتي بود که توانمندي هاي فيزيکي انسان ها را گسترش داده و تقويت مي کردند. به کمک اين ماشين هاي جديد توانستيم کارهايي با اشياء و مواد بکنيم که خارج از توان عضلات و ماهيچه هاي ما بود. همچنين کارهاي خود را با سرعتي انجام داديم که پيش از آن ميسر نبود. در نتيجه در خلال اين دوران جهان به معني واقعه کلمه تشنه مواد خام و نيروي کارگر بود. اصل مائو مبني بر اينکه " قدرت از لوله تفنگ بيرون مي آيد"، زماني که وي آن را بيان کرد، درست بود. در واقع از طريق اعمال زور افراد مي توانستند منابع طبيعي را تحت کنترل در آورده و مردم را به کار وادارند. اگر چه چنين طرز فکري موجب ظهور شاد ترين يا بهره ورترين کارگران نشد، اما به اندازه کافي خوب عمل مي کرد.

نمايش متن كامل >>

 


 

برنامه ريزي بر پايه سناريو

مفاهيم، مباني و کاربردها



امروزه تعداد انگشت شماري از دولت ها، شرکت ها و سازمان ها از عملکرد خود در محيط هاي متلاطم و پر از آشفتگي کسب و کار راضي هستند. در دهه هاي گذشته روش برنامه ريزي سنتي، که بيشتر بر پايه پيش بيني هاي قطعي استوار بود، تا حدود زيادي موفق از آب در مي آمد. اما اكنون اين روش ديگر کارائي ندارد. البته نمي توان ادعا كرد که همه پيش بيني ها نادرست هستند، در واقع شايد در بعضي موارد برخي پيش بيني ها درست و دقيق باشند، اما مشکل اينجاست که اکثر پيش بيني ها بر اين مبنا تهيه مي شوند که " آينده بسيار شبيه زمان حال خواهد بود و دنياي فردا تفاوت کمي با دنياي امروز خواهد داشت." پيش بيني ها شايد در افق زماني کوتاه و معيني درست باشند، ولي دير يا زود با ظهور رويداد هاي پيش بيني نشده و غافلگير کننده، ناتواني رهبران و مديران براي درک تغييرات نوظهور آشکار خواهد شد.

نمايش متن كامل >>

 




مديريت بر پايه ارزش‌ها در هزاره نوين

رهبران استراتژيك آينده ارزش‌ها را جايگزين اهداف خواهند كرد



امروزه بسياري از سازمان‌هاي تراز اول جهاني, هم‌آوا با پيشروان انديشه مديريت, جسورانه از مفاهيم اميدآفريني همچون "مديريت بر پايه ارزش‌ها" يا "مديريت ارزشي" با مشتقاتي چون "برنامه‌ريزي ارزشي", "اقدام ارزشي" و "ارزيابي ارزشي" سخن مي‌گويند كه هنوز متأسفانه به ادبيات مديريتي ما راه پيدا نكرده است. درواقع مديريت بر پايه ارزش‌ها ادامه تكاملي دو رويكرد سنتي مديريت است كه يكي به آغاز قرن بيستم و ديگري به سال‌هاي مياني تا پاياني قرن بيستم تعلق داشت. اكنون به جاي آنكه دستورالعمل‌ها و اهداف مبناي مديريت باشند, ارزش‌ها هستند كه به بنيان رهبري و مديريت تبديل شده‌اند. در سازما‌ن‌هاي ارزش‌بنيان, وظيفه اصلي رهبران و مديران, بيشينه‌سازي ارزش‌هاست.

نمايش متن كامل >>



 

 

شماره صفحه :

 صفحه بعد >>

صفحه ۱ از ۴